حضرت معصومه 1
زندگى نامه حضرت معصومه (عليها السلام)
در اين فصل نظر شما را به طور فشرده به زندگى حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) جلب مىكنيم:
پدر بزرگوار حضرت معصومه (عليها السلام)
پدر حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) است كه او را ابوالحسن اول نيز مىگويند، و از القاب مشهور آن حضرت كاظم، باب الحوائج و صالح مىباشد.
آن بزرگوار روز يك شنبه هفتم ماه صفر سال 128 هجرى در روستاى ابواء كه بين مكه و مدينه واقع شده، ديده به جهان گشود.
آن حضرت بيش از ساير امامان (عليهم السلام) فرزند داشت كه بعضى سى، و برخى شصت فرزند براى او نام بردهاند.
عالم بزرگ شيخ مفيد (رحمه الله) (وفات يافته سال 413 هجرى قمرى) مىنويسد: آن بزرگوار سى و هفت فرزند از همسران متعدد داشت كه نامهاى آنها به اين ترتيب بود:
1-پسران:
1- حضرت على بن موسى الرضا 2- ابراهيم 3- عباس 4- قاسم 5- اسماعيل 6- جعفر 7- هارون 8- حسن 9- احمد 10- محمد 11- حمزه 12- عبدالله 13- اسحق 14- عبيدالله 15- زيد 16- حسن 17- فضل 18- حسين 19- سليمان.
2-دختران:
1- فاطمه كبرى 2- فاطمه صغرى(155) 3- رقيه 4- حكيمه 5- ام ابيها 6- رقيه صغرى 7- ام جعفر 8- لبابه 9- زينب 10-خديجه 11- عليه 12- آمنه 13- حسنه 14- بريهه 15- عايشه 16- ام سلمه 17- ميمونه 18- ام كلثوم
آن بزرگوار در سال 148 هجرى قمرى زمان خلافت منصور به امامت رسيد و در زمان خلافت مهدى عباسى و هادى عباسى نيز امام بود، وقتى كه هارون الرشيد به خلافت رسيد پس از پانزده سال، در زندان شهيد مشهور بين تاريخ نويسان آن است كه آن بزرگوار در روز 25 رجب سال 183 هجرى از دنيا رفت(156).
هارون الرشيد آن بزرگوار را در سال 179 هجرى قمرى در مدينه دستگير كرده و به طرف عراق آورد و از آن وقت تا آخر عمر در زندان به سر مىبرد.
مادر حضرت معصومه (عليها السلام)
آن طور كه شواهد و قرائن و بعضى از روايات(157) استفاده مىشود، مادر حضرت معصومه (عليها السلام) همان مادر اما رضا (عليه السلام) است براى مادر حضرت (عليه السلام) نامهاى متعددى ذكر كردهاند، مانند: خيزران، ام البنين، نجمه... روايت شده پس از آنكه حضرت رضا (عليه السلام) از او متولد شد، به او طاهره گفتند.(158)
روز ولايت حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام)
مطابق پارهاى از مدارك، حضرت معصومه (عليها السلام) در روز اول ماه ذيقعده سال 173 هجرى قمرى، در مدينه چشم به جهان گشود.
محدث گرانقدر مرحوم آيتالله شيخ على نمازى (وفات يافته در دوم ذيحجه سال 1405 هجرى قمرى كه مرقدش در يكى از حجرههاى صحن رضوى در كنار بارگاه ملكوتى امام رضا (عليه السلام) قرار دارد) در كتاب پربار مستدرك سفينه البحار (كه ده جلد است) در جلد هشتم چنين مىنويسد:
فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى القعد سنه 173
فاطمه معصومه (عليها السلام) در آغاز ماه ذيعقده، ديده به جهان گشود.(159)
مرحوم فيض در كتاب انجم فروزان و گنجينه آثار قم از كتاب لواقح الانوار فى طبقات الاخيار (تأليف عبدالوهاب شعرانى شافعى وفات يافته در سال 937 هجرى قمرى) و كتاب نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار (تأليف سيد موسى برزنجى شافعى مدنى) چنين نقل مىكند:
و لا فاطمه بنت موسى بن جعفر، فى مدينه المنوره غره ذى العقد الحرام، سنه ثلاث و ثمانين و مأه بعد الهجز النبويه، و توفيت فى العاشر من ربيع الثانى فى سنه احدى و مأتين فى بلده قم؛
حضرت فاطمه (معصوم) دختر امام كاظم (عليه السلام) در مدينه منوره، در آغاز ماه ذيقعده سال 184 هجرى قمرى ديده به جهان گشود، و در دهم ما ربيع الثانى سال 201 در قم وفات يافت.(160)
مدرك ديگرى نيز در مورد روز ولادت آن حضرت (در آغاز ذيقعده) در دسترس است مانند:
1- عوالم العلوم، تأليف علامه بحرانى، ج 21، ص 328.
2- حياه الست، تأليف شيخ مهدى منصورى، ص 10.
3- فاطمه بنت الامام موسى الكاظم، تأليف دكتر محمد هادى امينى (فرزند علامه امينى صاحب الغدير) ص 21 و 5.
4- زندگانى حضرت موسى بن جعفر، تأليف عماد زاده، ج 2، ص 375.
بررسى و شرح كوتاه:
در بعضى از مدارك فوق، سال 183 ذكر شده، كه صحيح كه در مستدرك سفينه آمده 173 است، زيرا با توجه به اين كه امام كاظم (عليه السلام) در 25 رجب سال 183 هجرى قمرى در زندان هارون رد بغداد به شهادت رسيد، و كمترين مدت زندانش، چهار سال بود، در اين مدت از خانوادهاش كه در مدينه ساكن بودند دور بود، بنابراين ممكن نيست ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 183 رخ داده باشد، و ظاهرا در اين شماره اشتباه شده و به جاى 173، 183 نوشته شده است.
از اين رو محقق كاوشگر، مرحوم عمازداه اصفهانى، بدون ابهام مىنويسد: حضرت معصومه (عليها السلام) در مدينه در ماه ذيقعده سال 173 متولد شد، و در ربيع الثانى 201 (در قم) ديده از جهان فرو بست.(161)
بنابراين بايد پرونده اين مطلب را در همين جا بست، و از باب تسامح در ادله سنن، تاريخ ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) را همان آغاز ذيقعده سال 173 هجرى قمرى اعلام كرد، چنان كه اخيرا آستانه مقدسه قم همين اعلام را نموده است، به اميد آنكه با توجه به ولادت با سعادت حضرت رضا (عليه السلام) كه در روز 11 ذيقعده سال 148 در مدينه رخ داد، اين ده روز بين روز ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) و روز ولادت امام رضا (عليه السلام) را به عنوان دهه نور ياد نموده و از آن دو برزگوار ياد كرد، و خاطره سازنده و پربار زندگى درخشان آنها را تجديد نمود.
شادى و سرور ولادت
آغاز ماه ذيقعده براى حضرت رضا (عليه السلام) دودمان نبوت، پيام آور شادى مخصوص و پايانه يك انتظار عميق و استثنايى است، زيرا حضرت نجمه (عليه السلام) فرزندى جز حضرت نداشت، و مدتها پس از حضرت رضا (عليه السلام) صاحب فرزندى نشد (زيرا حضرت رضا (عليه السلام) در سال 148 هجرى قمرى متولد شد، ولى حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 173، يعنى با 25 سال فاصله) با توجه به اينكه امام صادق (عليه السلام) به ولايت چنين بانويى، بشارت داده بود، بنابراين پس از آنكه حضرت معصومه (عليها السلام) ديده به جهان گشود، آن روز براى حضرت نجمه (عليه السلام) و حضرت رضا (عليه السلام) روز شادى و سرور و صفتناپذير و روز نهم از ايام الله بود، چرا كه دخترى از آسمان ولايت و امامت، طلوع كرده بود، كه قلبها را جلا و صفا مىداد و چشمها را روشن مىكرد و كانون مقدس اهل بيت (عليه السلام) را گرم مىنمود.
به راستى توصيف عظمت هلهله و غريو شادى از دودمان رسالت را به خاطر اينكه امام رضا (عليه السلام) دارى خواهرى شده كه سالها قبل در خبرهاى غيبى به وجود او مژده داده شده بود نمىتوان ترسيم كرد، چرا كه فروغى از كوثر، و گلى تابناك از گلشن آل محمد به جهان گشوده بود، و جهان ملكوت و معنى را صفاى ديگرى بخشيده بود.
تاريخ وفات حضرت معصومه (عليها السلام)
مدارك متعددى وجود دارد كه حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 201 هجرى قمرى در قم، وفات نموده است،(162)
1- طبق پارهاى از مدارك، دهم ربيع الثانى بوده است.(163)
2- مطابق بعضى از مدارك، دوازدهم ربيع الثانى بوده است.(164)
3- و بر اساس مدرك ديگر، هشتم شعبان بوده است.(165)
هيچ يك از اين سه قول، آن گونه كه بايد، مورد اطمينان نيست.
ولى همان گونه كه بعضى از بزرگان گفتهاند: انصاف اين است كه براى جمع بين دو قول اول و دوم، براى بزرگداشت مقام آن بزرگ بانوى دو عالم جهان، سه روز (10 و 11 و 12 ماه ربيع الثانى) را به عنوان سوگوارى معصوميه، مراسم سوگوراى برقرار كرد، چنان كه در سالهاى اخير مسوولين و دست اندر كاران آستانه مقدسه حضرت معصومه (عليها السلام) همين كار را شروع نموده، و اين سنت خوب به جريان افتاده است، و اين سه روز به عنوان ايام معصوميه، جا افتاده است، به اميد آنكه در اين ايام در آستانه مقدسه قم، و در ساير مساجد و محافل، از آن بانوى با عظمت، تجليل شايان گردد، و خاطره زندگى درخشان آن شفيعه روز جزا، تجديد شود.
از آنچه در بالا خاطر نشان شد نتيجه مىگيريم كه سن حضرت معصومه (عليها السلام) هنگام وفات، در حدود 28 سال بوده است (از سال 173 تا 201 هجرى قمرى) پس اينكه در زبان عوام، آن حضرت به عنوان 18 يا 23 ساله، معروف شده، مدرك و سند محكمى ندارد.
چرا حضرت معصومه (عليها السلام) ازواج نكرده است؟
تقريبا قطعى است كه حضرت معصومه (عليها السلام) ازدواج نكرد، در اين صورت اين سوال پيش مىآيد كه سنت ازدواج از مستحبات موكد است، تا آنجا كه رسول اكرم (صلى الله و عليه و آله و سلم)فرمود:
ما بنى فى الاسلام بناء احب الى عزوجل، و اعز من التزويج
در اسلام در پيشگاه خدا بنايى بر پا نشده كه محبوبتر و عزيزتر از بناى ازدواج باشد.(166)
نيز فرمود:
النكاح سنتى، فمن رغب عن سنتى فليس منى
ازدواج سنت و برنامه من است، پس كسى كه از سنت من دورى كند از من نيست.(167)
در عصر امام باقر (عليه السلام) بانويى به خاطر رياضت و كسب فضليت، ازدواج نمىكرد، امام باقر (عليه السلام) به او فرمود: اگر در ترك ازدواج، فضليتى به دست مىآمد، حضرت فاطمه (عليها السلام) سزاوارتر از تو بود، كه به خاطر كسب فضايل اخلاقى، ازدواج نكند، زيرا هيچ بانويى در كسب كمالات، از فاطمه (عليها السلام) پيشى نگرفته است.(168)
پاسخ:
در پاسخ به اين سوال دو مطلب گفته شده كه هر كدام، يا يكى از آنها، دليل شايستهاى است كه موجب ترك ازدواج حضرت معصومه (عليها السلام) شده است:
1- دختران امام كاظم (عليه السلام) به ويژه حضرت معصومه (عليها السلام) در سطحى از كمالات بودند كه براى خود كفو و همسر مناسبى نيافتند، تا با او ازدواج كنند، امام كاظم (عليه السلام) به آنها سفارش كرده بود كه با رأى و مشورت بردارشان حضرت رضا (عليه السلام) ازدواج كنند(169) اين سفارش و قرائن ديگر بيانگر اين است، كه بايد براى آنها همسر مناسبى باشد. با توجه به اينكه در مورد حضرت زهرا (عليها السلام)، امام صادق (عليه السلام) فرمود: اگر خداوند متعال، على (عليه السلام) را براى فاطمه (عليه السلام) نمىآفريد، در سراسر زمين از حضرت آدم گرفته تا هر انسانى بعد از او، همسر و همتاى مناسبى براى فاطمه عليها السلام پيدا نمىشد.(170) 2- ترس و وحشت حكومت پر از خفقان و اختناق هارون، به گونهاى بود كه كسى كه جرأت نمىكرد با دختران امام كاظم (عليه السلام) ازدواج نمايد و داماد آن حضرت شود، زيرا دامادى آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتى هارون، موجب خطر شديد براى آن داماد مىشد، به اين ترتيب، حضرت معصومه (عليها السلام) و بعضى از خواهرانش، از ازدواج صرف نظر كردند.
در ضمن نبايد اين مطلب را از نظر دور داشت كه امام كاظم (عليه السلام) در زندان به سر مىبرد، و اطلاع امام رضا (عليه السلام) از آينده (در مورد شهادت پدر، و هجرت اجبارى او به خراسان) شايد دليل ديگرى براى ترك ازدواج حضرت معصومه (عليها السلام) باشد.
و اين نيز از مصائب و رنجهاى روزگار نسبت به خاندان نبوت است، كه ستمگران كنيه توز، با ايجاد شرايط نامساعد، آنها را از مواهب زندگى، محروم ساختند.
هجرت عظيم حضرت معصومه (عليها السلام) از حجاز به ايران
مأمون عباسى در سال 200 هجرى قمرى، با نامهها و پيامها بسيار، حضرت رضا (عليه السلام) را به خراسان دعوت كرد، آن بزرگوار، ناگزير از روى اكراه، اين دعوت را پذيرفت و با كاروان كه مأمون فرستاده بود، به سوى خراسان آمد.
يك سال بعد (سال 201) حضرت معصومه (عليها السلام) به شوق ديدار برادرش حضرت رضا (عليه السلام) عازم خراسان گرديد و با همراهان حركت كردند، ولى حقيقت اين است كه اين حركت، هجرت معنى دار و عظيم حضرت معصومه (عليها السلام) براى حمايت از ولايت امام على بن موسى الرضا (عليه السلام) و تقويت مسأله رهبرى بود، كه در ظاهر به صورت سفر براى ديدار برادر عنوان مىشد آن حضرت در اين هجرت به ساوه رسيدند. در مورد آمدن حضرت معصومه (عليها السلام) از ساوه به قم، مطالب مختلفى گفته شده است.
ولى در اين باره بهترين و اصيل مدارك، تاريخ قديم قم است كه در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علامه مجلسى و محدث قمى و بزرگان از علما به آن اعتماد مىكنند، آنچه كه حسن بن محدث نويسنده تاريخ قديم قم به گفته علامه مجلسى در بحار الانوار، و محدث قمى در سفينه البحار(171) و در اين باره نظر مىدهد، چنين است:
حضرت رضا (عليه السلام) به دعوت مأمون در سال 200 هجرى از مدينه به خراسان آمد، حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 201 براى ديدار برادر، از مدينه رهسپار خراسان شد (ناگفته پيداست كه در اين سفر دور، گروهى از برادران و خدمتكاران به همراه حضرت معصومه (عليها السلام)بودهاند) وقتى كه به ساوه رسيدند، حضرت معصومه (عليها السلام) بيمار شد، پرسيد از اين مكان تا قم چقدر راه است؟ عرض كردند: ده فرسخ، به خدمتكار دستور داده كه به جانب قم رهسپار گردند، به اين ترتيب به قم آمد و به منزل موسى بن خزرج بن سعد اشعرى كه از اصحاب امام رضا (عليه السلام) بود، وارد شد.
اما روايت صحيحتر اين است كه: چون خبر ورود آن بانوى با عظمت حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) به آل سعد رسيد، همگى به اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت كنند، در ميان آنها موسى بن خزرج به كاروان حضرت معصومه (عليها السلام) رسيد، زمام شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود با كمال افتخار از آن بانو پذيرايى كرد، ولى پس از 16 يا 17 روز آن بانوى ارجمند، رخت از جهان بر بست و پسران سعد را در سوگ خود نشانيد.
آرى خاطر حضرت معصومه (عليها السلام) خيلى آزرده بود، آرزوى ديدار پدر و برادر در دلش ماند، و با دنيايى از غم و اندوه با اين جهان وداع گفت.
در اين چند روزى كه حضرت معصومه (عليها السلام) در قم بود از فراق برادر مىگريست و محزون و غمگين بود، در سراى موسى بن خزرج عبادتگاهى داشت كه هنوز باقى است و هم اكنون مكان شريف با بنايى مجلل و جالب مشخص است، داراى حجرهايى است كه در آن طلاب علوم دينى هستند، و در جنب آن مسجد با شكوهى ساختهاند.
اينك آنجا به نام مدرسه ستيه(172) در محله ميدان مير قم، معروف مىباشد.(173)
ماجراى ورود حضرت معصومه (عليها السلام) به قم به روايات ديگر
امام كاظم (عليه السلام) وقتى كه زندانى شد، به فرزندش امام رضا (عليه السلام) وصيت كرد تا سرپرستى دخترانش (كه خواهران حضرت رضا (عليه السلام) باشند) را عهده دار گردد، و به آنها سفارش كرد، كه در همه امور از برادرشان حضرت رضا (عليه السلام) اطاعت كنند. حضرت معصومه (عليها السلام) هنگام شهادت پدر (كه در سال 183 هجرى قمرى رخ داد) ده سال داشت و بخش مهمى از دوران كودكيش را با روزگار تلخ فراق پدر (كه در زندان به سر مىبرد) گذراند.
حضرت معصومه (عليها السلام) در پناه برادرش زندگى مىكرد، زيرا پدرش در زندان بود، هنگامى كه يگانه برادر و پناهگاهش از روى اكراه به خراسان رفت،يك سال در مدينه بدون برادر زندگى كرد، ولى كاسه صبرش لبريز شد، تصميم گرفت به خاطر ديدار برادر، سفر دور و دراز بين مدينه و خراسان را بپيمايد، سرانجام همراه كاروانى از بستگان، مدينه را به قصد خراسان ترك كرد، و با يك جهان اشتياق و اميد، بلكه پس از يك سال دورى بردار و سرپرستش، به فيض زيارت او نايل گردد، ولى در ساوه بيمار گرديد....
بعضى علت بيمارى آن حضرت را چنين نوشتهاند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از اين رو وقتى كه موكب حضرت معصومه (عليها السلام) و همراهانش به ساوه رسيد، به آن حمله كردند و جنگ سختى در گرفت، برادران و بزرگان حضرت معصومه (عليها السلام) در اين جنگ به شهادت رسيدند، حضرت معصومه (عليها السلام) همچون عمهاش زينب (عليها السلام) وقتى كه بدنهاى پاره پاره آنها را كه 23 تن بودند ديد، به شدت غمگين گشته و بر اثر آن بيمار شد(174) و سپس روانه قم گرديد، و در قم بيمارى او ادامه يافت و پس از 16 يا 17 روز رحلت كرد.
و در روايت ديگر آمده: هارون بن موسى بن جعفر (عليه السلام) همراه 23 نفر از بستگان كه يكى از آنها خواهرش حضرت معصومه (عليها السلام) بود، در يك كاروان وارد ساوه شدند، دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) به هارون كه در حال غذا خوردن بود، حمله كردند و او را به شهادت رساندند و افراد ديگران كاروان را مجروح و پراكنده ساختند. نقل شده: در غذاى حضرت معصومه (عليها السلام) زهر ريختند(175) و آن بانوى گرامى، مسموم گشته و بسترى شد، و طولى نكشيد كه در قم به شهادت رسيد.
مطابق نقل بعضى، مسموم نمودن آن حضرت توسط زنى در ساوه انجام شد.(176)
داغ پر سوز فراق
نظر به اينكه اين ماجرا در سال 201 هجرى قمرى، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا (عليه السلام) رخ داده است (زيرا امام رضا (عليه السلام) در سال 203 شهيد شد) اين نيز از مصائب ديگر حضرت رضا (عليه السلام) است، مصيبتى جان سوز، كه خواهر مهربانش در نيمه راه وصال، مظلومانه و غريبانه به شهادت رسيد، و ديدار و ملاقات، به فراق و جدايى، تبديل گرديد و داغ جان سوز شهادت حضرت معصومه (عليها السلام) قلب مبارك حضرت رضا (عليه السلام) را جريحه دار كرده حضرت معصومه (عليها السلام) نيز با دلى پر از سوز فراق اميد ديدار برادر، و با چشمى گريان از دورى برادر شهيد شده است، شاعر معاصر آقاى حسان در اين راستا گويد:
|
از مدينه به قصد خطه طوس |
|
رهروى خسته پاست معصومه |
|
تا زيارت كند برادر خويش |
|
فكر و ذكرش دعاست معصومه |
|
روز و شب عاشقى بيابان گرد |
|
خواهرى با وفاست معصومه(177) |
قطعا حضرت رضا (عليه السلام) نيز هنگام شهادت، همان گونه كه از يگانه فرزندش حضرت جواد (عليه السلام) ياد كرده، از خواهر مهربانش، حضرت معصومه (عليها السلام) نيز ياد كرده كه شاعر از زبان آن حضرت مىگويد:
|
مردم به غريبى و عيالم به سرم نيست |
|
صد حيف كه من صورت معصومه نديدم |
|
افسوس از آن حسرت ديدار كه دلم را |
|
صد چاك زد و چهره محبوب نديدم |
مرحوم محقق دانشمند آقاى قرنى در اين راستا چنين سروده است:
|
ز بس انتظار كشيدم سفيد شد مويم |
|
جريحه دار شد از اشك ديده گان رويم |
|
به انتظار پدر، روز و شب به سر بردم |
|
ولى دريغ نشد تا گل رخش بويم |
|
سپس به هجر برادر، فلك دچارم كرد |
|
گشود باب فراق دگر زكين سويم |
|
خزان بگشت گلستان و گل ز دستم رفت |
|
به حيرتم كه گل گم شده كجا جويم |
|
مدينه تا به خراسان هزار فرسنگ است |
|
ره وصال برادر، به صد شعف پويم |
|
كه شايد آنكه ببينم دوباره رخسارش |
|
به نزد يوسف گم گشته راز دل گويم(178) |
بسم رب الحسین