شهادت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

بمناسبت سالروز شهادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

امروز 10 ربیع الثانی روز شهادت حضرت معصومه  سلام الله علیها است.

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر  علیه السلام و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون  سلام الله علیها  است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه  سلام الله علیها  با حضرت رضا  علیه السلام از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا  علیه السلام قرارگرفت


در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا  علیه السلام به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند


يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه  سلام الله علیها  به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد


اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب سلام الله علیها  پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت  علیه السلام را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت سلام الله علیها  معصومه را نيز مسموم كردند


به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه  سلام الله علیها بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است.


بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد


آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است


سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربیع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .

مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد


آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا  علیه السلام و امام جواد  علیه السلام باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است


پس از دفن حضرت معصومه سلام الله علیها  موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد علیه السلام به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (علیهم السلام. و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد."آفتاب" سالروز وفات آن حضرت را به تمام عاشقان حضرتش تسلیت می گوید.


احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیها  

قال الصادق عليه السلام:

ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا وان لاميرالمؤمنين عليه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم


خداوند حرمى دارد كه مكه است پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است و حضرت على  علیه السلام حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى  علیه السلام است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى شوند.


عن سعد عن الرضا علیه السلام قال: يا سعد

من زارها فله الجنة

ثواب الأعمال و عيون اخبار الرضاعلیه السلام : عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا علیه السلام عن فاطمه بنت موسى بن جعفر  علیه السلام فقال:

من زارها فله الجنة

امام رضا  علیه السلام فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است


كامل الزيارة:عن ابن الرضا عليهماالسلام قال:

من زار قبر عمتى بقم فله الجنة

امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است


امام صادق علیه السلام :

من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة

بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧

امام صادق  علیه السلام كسى كه آن حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست


امام صادق علیه السلام :

الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم

بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦

÷امام صادق  علیه السلام - آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است


جايگاه حضرت معصومه سلام الله علیها  


لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود:آن حضرت در روايتى فرمود:

مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.

ناسخ التواريخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣٢

 

هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.


اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.


امام رضا علیه السلام در روايتى ديگر مى فرمايد:

هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.

زبدة التصانيف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كريمه اهل بيت، ص ٣ .

چند حدیث منقول از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

حدثنى فَاطِمَةُ وَ زَيْنَبُ وَ أمَّ كُلْثُوم بَنَاتُ مُوسَى بْنِ جَعْفَر قُلْنَ:... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْت ِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ وَ رَضِىَ عَنْهَا قَالَتْ : «أنَسِيتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللّه صلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّم يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ، مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوُلاهُ وَ قَوْلُهُ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ ،أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِ لَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسى؟

فاطمه معصومه سلام الله علیها  اين روايت را از دختر امام صادقعلیه السلام  نقل مى كند كه سلسله سندش در نهايت به فاطمه زهراسلام الله علیها  مى رسد.فاطمه زهراسلام الله علیها ، دختر بزرگوار رسول اكرم صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  فرمود: « آيا فرمايش رسول خداصلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  را در روز غدير خم فراموش كرده ايد كه فرمود: هر كس من مولاى اويم، على مولاى اوست، و (آيافراموش كرده ايد) ديگر فرمايش آن حضرت را كه فرمود: تو براى من همانند هارون براى موسى هستى؟


عَنْ فَاطِمَةُ بِنْتَ موسَى بْن جَعْفَر علیه السلام ... عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : «ألا مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ شَهِيداً.

فاطمه معصومه سلام الله علیها ، از دختر امام صادق علیه السلام  روايتى نقل مى كند كه سلسله سندش به حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها مى رسد كه آن حضرت مى فرمايد: حضرت رسول اكرم صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  فرمود: «آگاه باشيد! هركس با محبّت آل محمّد بميرد، شهيد از دنيا رفته است

عوالم العلوم، ج ٢١، ص ٣٥٣ به نقل از اسنى المطالب ص ٤٩ تا ص ٥١. اين روايت مدارك ديگرى هم دارد.

 

 

پیام تسلیت

 دهم ربیع الثانی

شهادت جانسوزکریمه اهلبیت علیهم السلام

  حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

بر امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

و بر عموم شیعیان جهان

تسلیت باد

 

حضرت معصومه علیها السلام1

نگين قم 

نویسنده : جواد محدثی

1-  مقدمه

2-  قـم ، حرم ائمّه علیهم السلام

3-  كريمه اهل بيت سلام الله علیها

4-  درسايه تربيت رضوي

5-  فاطمه ، راوي حديث

6-  رحلت در غربت

7-  فضيلت زيارتش

8-  سازندگي زيارت

9-  ادب و آداب زيارت

10-  اذن دخول

11-  زيارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها

12-  ترجمه زيارتنامه

13-  شعر نگين قم

14-  پاورقي ها

 

****************************************************

بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه

بانوى بزرگوار ، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها  دختر امام هفتم موسى بن جعفر علیه السلام  ، چنان شخصيت و عظمتي دارد كه حرم مطهّر و مرقد منوّرش كه حرم ائمه علیهم السلام  است . كانون تجمّع علماى دين وشيفتگان معنويت است .

 

در طول سال ، از همه جا زائرانى به افتخار زيارت بارگاه اين بانو نائل مى شوند و بهره ها و توشه هاى معنوى مى برند .

در اين نوشته كوتاه ، سعى شده تا گوشه اى از جلالت ومقام آن حضرت براى علاقه مندان وى، بويژه زائران گرانقدر حرمش ترسيم شود . (1)

اميد است كه توفيق زيارت اين مرقد نورانى ،‌ به همه آرزومندان نصيب گردد و زيارت عارفان زائران ، مقبول پيشگاه خداوند و اولياء دين و ذخيره آخرت قرار گيرد .

 

قم ، جواد محدثي

قـم ، حـرم ائـمـه علیهم السلام

 

گروهى از مردم " رى " به زيارت امام ششم حضرت صادق علیه السلام  رفته بودند . هنگامى كه به محضر امام شرفياب شدند ، در معرف خود چنين گفتند : ما اهل "رى" هستيم . حضرت فرمود : مرحبا به برادران قمى ما گفتند : ما از رى آمده ايم . حضرت دوباره همان سخن را فرمود . چند بار ديگر تأكيد كردند كه ما اهل رى هستيم . پاسخ حضرت همان بود . سپس امام چنين فرمود :

خداوند حرمي دارد كه آن " مکه " است .پيامبر صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  هم حرمى دارد و آن " مدينه " است . اميرالمؤمنين (ع) نيز حرمى دارد كه " كوفه " است . ما - ائمه ديگر - هم حرمى داريم و آن " شهر قم " است . بزودى دخترى از فرزندانم به نام " فاطمه " در آنجا به خاك سپرده مي شود ؛ هر كس قبر او را زيارت كند ؛ بهشت براى و واجب مى شود".

اين سخن را - به گفته راوى - امام صادق در زمانى فرمود كه هنوز امام كاظم علیه السلام   ، پدر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها  به دنيا نيامده بود . (2)

ستايش هاى عظيم و اوصاف بلندى كه درباره اين شهر ، در روايات ديده مى شود ، بى جهت نيست .

در احاديث ، از قم با عناوينى همچون ؛ سرزمين نجيبان ، حجّت بر شهرهاى ديگر ، معدنِ‌ دانش و فضل ، منزلگاه آل محمد ، پايگاه و جايگاه شيعيان ، مأواى فاطميان ، محلّ باز شدن درِ بهشت ، سالم ترين شهر و بهترين جاها ، شهر امن ، شهر ياوران ائمه ، حرم اهل بيت و ... ياد شده است و در حديثى امام صادق علیه السلام  ، بر اهل قم سلام و درود فرستاده و آنان را اهل ركوع و سجود و قيام و قعود دانسته و از آنان با وصفِ‌ دانشوران و فهميدگان و اهل درايت و عبادتِ نيكو ياد شده است . (3)

آرى ... " قم " ، طبق روايات ، حرم اهل بيت و حريم امامان و پناهگاه شيعيان است .

بانويى در آن مدفون است كه بارگاهش چون نگينى در اين خطّه كويرى مى درخشد و حرمش چشمه اى پرفيض و كرامت جوش است و نه تنها كبوتران بر آسمان مزارش عاشقانه طواف مي كنند ؛ بلكه پروانگانى شيفته علم و معنويت ، از سراسر ايران ، بلكه از كشورهاى ديگري همچون حجاز ، بحرين ، هند ، پاكستان ، تركيه ، عراق ، سوريه، لبنان ، و كشورهاي آفريقايى و آسياى دور به اين وادى نور آمده اند .

حوزه علميه قم ، به بركت مرقد پاك اين بانو ، پديد آمده و دوام يافته است .

ايران ما ، از فروغ رضوى و عصمت فاطمى روشن و مطهر است .

اين دوبرادر و خواهر ، يكى از شرق كشور ، همچون خورشيد مى درخشد و بر ايران بزرگ ، نور مى افشاند ، ديگرى در قلب كشور ، در خاستگاه نهضت ، مركزيّت حوزه فقاهت و عاصمه تشيع را گرم و پر جنب و جوش نگهداشته است .

سخن از " فاطمه " دختر موسى بن جعفرعلیه السلام  است ، كه به " حضرت معصومه " شهرت يافته و مدفنش زيارتگاه دلهاى شيدا و شيفتگان فضيلت و عفاف است .

سخن ا زشرافت بخش قم و طراوت بخش اين شهر كويرى است كه از زلال فيض اين " دختر امام " ، همواره خرّم و هميشه شاداب است .

 كـريـمـه اهـل بـيـت علیهم السلام 

نهالى كه در بوستان امامت برويد و از آب عفاف و نور فضيلت سيراب شود و توان بگيرد و با گذشت زمان خود به شاخه اى پربار و زيبا از " شجره طيبه " دودمان رسول تبديل گردد ، اگر " كريمه اهل بيت " نام نگيرد ، پس چيست ؟

اين دختر فرزانه كه به " فاطمه معصومه " مي شناسيمش ، در روز اول ذي القعده سال 183 هجرى در مدينه ديده به دنيا گشوده است د رخانه اي كه پدرى چون " امام كاظم " علیه السلام  و برادري چون رضا علیه السلام  در آن مي زيسته ، بزرگ مي شود . نام مادرش را " خيزران " ، يا " نجمه " يا " اروي " دانسته اند ، كه كنيزي است لايق و پاك ، و چون حضرت رضا علیه السلام  را به دنيا مي آورد ، " طاهره " ناميده مي شود .

فاطمه معصومه ، در دامان ايمان و پاكي مي كند و در چشمه عفاف و عصمت و علم و حكمت ، به طهارت روح و جان مي رسد . نسب و تبارش نبوي و فاطمي و علوي است . از طرف مادر به امام مجتبي علیه السلام  و از طرف پدر به امام حسين علیه السلام  مي رسد . (4)

عبادت و ادب ، شاخ و برگ روييده بر اين " سروِ پاكدامني " است.

ويژگيهاي روحي و خصايص فردي سبب شده كه با لقب " كريمه اهل بيت " در زبان عالمان و فقيهان شيعه ياد شود . لقبي كه از ميان بانوان اهل بيت ، تنها به او اختصاص يافته است . لقبهاي ديگرش نيز ، هر يك گوياي كمالات والاي اوست ؛ از جمله " محدّثه " ، " عابده " ،‌ " مقدامه" و " معصومه " ، كه هم نامها و لقبهايش و هم ارزشها و فضايلش ، يادآور مادر والا قدرش ، عصمت هستي و حبيبه خدا ، حضرت زهرا سلام الله علیها  ست . از ميان دختران امام كاظم علیه السلام  اين بانو با فضيلت ترين آنان به شمار مي رود .

از جمله فضيلت هاي اين بانو ، " مقام شفاعت " است . در روايتي از امام صادق علیه السلام  تصريح شده است كه با شفاعت آن حضرت ، عدّه بسياري از شيعيان وارد بهشت مي شوند .

در متن زيارتنامه آن حضرت نيز درخواست مي شود كه شفيع ما براي ورود به بهشت شود ( يا فاطمه اشفعي لي في الجنّه ) ، چرا كه نزد خداوند شأن و مقام والايي دارد ( فانّ لكِ عندالله شأناً مِنَ الشأن).

در سـايـه تـربـيـت رضـوي

فاطمه معصومه سلام الله علیها  تنها به عنوان خواهري كه برادرش " علي بن موسي الرضا " را دوست بدارد و بخاطر برادري و خواهري ، دل در گرو محبّت اوگذاشته باشد نيست . گرچه "فاطمه" و " رضا" هر دو از يك پدر و مادرند و از يك پستان پاك شير خورده و در يك دامن لايق وعفيف ، بزرگ شده و با نوازش دست ها و نگاههاي يك پدر و مادر رشد كرده اند ، ليكن فاطمه معصومه ، تربيت شده برادرش حضرت " رضا " است .

دودمان او ، خانواده يك زنداني راه حق و اسير در دست ستمگران است . پدرش حضرت موسي بن جعفر علیه السلام  مبغوض دربار هارون الرشيد گشته و به امر او بازداشت و زنداني شده است . اين حبس و زندان هم سالها طول كشيده و تا شهادت آن امام ادامه يافته است. خانواده امام ، به درد هجران پدر مبتلاست ، ولي چون اسارت پدر به خاطر خدا و دين و حريّت است ، با همه سختيهايش ، براي فرزندان ، قابل تحمل است ، چون خدا راضي است .

در اين همه سال كه موسي بن جعفر علیه السلام  در زندانهاي مختلف به سر مي بَرَد ، امام رضا علیه السلام  عهده دار تربيت و متكفّل زندگي خواهرش حضرت معصومه و ديگر خواهران است . در نبود پدر ، رسالت رهبري و مسؤوليت رسيدگي به تربيت فرزندان و حل مشكلات خانواده امام محبوس ، بر دوش اوست . حتي رسيدگي به خاندانهاي علوي ، كه امام كاظم علیه السلام  سرپرستي يا سركشي و رسيدگي به آنان را عهده دار بوده ، در اين دوران سخت و غم آلود ، بر عهده حضرت رضاست .

مورخين ، تعداد خانواده هايي را كه از طريق امام هفتم موسي بن جعفر علیه السلام  اداره مي شدند و تحت تكفل او بودند تا پانصد خانواده ذكر كرده اند . تأثير تربيتي امام رضا علیه السلام  را بر خواهر معصومش فاطمه ، نمي توان ناديده گرفت .

بي جهت نيست كه اين بانوي جوان ، در دانش و كمال ، در حديث و فضل ، در ايمان و ثبات قدم ، در اراده و فداكاري و هجرت ، پايگاه و جايگاه بلندي يافته و به مرز " عصمت " رسيده است و دلهاي عاشقان عترت را مجذوب خود ساخته است و عالماني فرزانه و فقيهاني بلند مرتبه ، به آستان بوسي او افتخار كرده و مي كنند و سلام به او را هر صبح و شام ، توفيقي الهي براي خود مي شمرند .

فـاطـمـه ، راوي حـديث

در خانواده امام ، زمينه از هر جهت فراهم است كه فرزندان - چه دختر و چه پسر - با علم و قرآن و حديث و فقه ، آشنايي كامل داشته باشند . فاطمه سلام الله علیها  نيز از اين موهبت برخورداراست و آنگونه كه گفته اند ، " عالمه محدّثه راويه " بوده است . هم احاديثي را از پدران ارجمندش روايت مي كند ، هم زنان و مرداني صاحب دانش و آشناي حديث احاديثي را از زبان اين بانو روايت مي كنند و نام " فاطمه دختر موسي بن جعفر" در سلسله سند برخي روايات ديده مي شود و عالماني از شيعه و سنّت ، روايات او را در ضمن روايات ثابت و صحيح و مورد قبول نقل مي كنند .

يكي از اين روايات ، با سندهاي متصل ، به حضرت زهرا و پيامبر صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم مي رسد و مربوط به " حديث غدير " و " حديث منزلت " است . و حديثي ديگربه پيامبر اسلام مي رسد و مضمونش نقل قضايا و مشاهداتي از شب معراج است . در حديث ديگري با چند واسطه از پيامبر خدا نقل كرده است كه فرمود : هر كس با محبّت آل پيامبر بميرد ، شهيد مرده است . (5)

و حديثي ديگر با سندي نزديك به همين صورت ، به پيامبر صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  مي رسد كه مضمونش طهارت و پاكيزگي امام حسين علیه السلام  هنگام ولادت وعدم احتياج به تميز كردن است .

نقل حديث از فاطمه معصومه و اهتمام و توجه عالمان به آنچه از زبان او بعنوان " حديث " مي شنوند و نقل و ثبت آن در مجموعه هاي حديثي ، نشان دهنده جايگاه معتبري است كه اين دختر جوان و عالم ، نزد اهل معرفت و ارباب بصيرت داشته و دارد .

حضرت معصومه علیها السلام2

شـهـادت غـريـبـانـه حـضـرت

در ويژگيهاي چندي ، اين بانوي والاقدر ، شبيه مادرش حضرت زهرا  سلام الله علیها است . مرگ در جواني هم يكي از اين نقاط اشتراك و تشابه است .

هفده ساله است كه برادرش حضرت رضا علیه السلام  به اجبار از " مدينه " به " مرو " برده مي شود و مأمون با عنوان " ولايتعهدي " او را به پايتخت خود احضار مي كند . در اين هنگام ، سال 200 هجري است . وداع دردمندانه و پرسوزي كه حضرت رضا علیه السلام  هنگام ترك مدينه به سوي "مرو" انجام مي دهد ، همه را به گريه م ياندازد . همه مي دانند كه حضرت را پس از اين " سفر بي بازگشت " نخواهند ديد .

از اين رو ، يك سال نمي گذرد كه حضرت معصومه ، همراه تعدادي از برادران خويش به شوق ديدار برادرش ، عزم سفر مي كند و به قصد خراسان به راه مي افتد . اما دست تقدير ، تدبير ديگري انديشيده است . به ساوه كه مي رسد بيمار مي شود .

در برخي نقلها آمده است كه ميان همراهان ؟ آن حضرت و مأمورانِ حكومتي كه مخالف اهل بيت بودند ، درگيري مي شود و بعضي از همراهان نيز كشته مي شوند .

باري ... قرائن نشان مي دهد كه به خراسان نخواهد رسيد و اين بيماري ف او را از پاي خواهد افكند .

مي پرسد : تا " قم " چقدر فاصله است ؟

مي گويند : ده فرسخ .

مي خواهد كه او را به قم برسانند . چرا كه شيعيان قم هواداران اهل بيت اند واشعريان به اين خاندان احترام مي گزارند و او از پدرش موس بن جعفر علیه السلام  شنيده است كه : " قم مركز شيعيان ماست " .

وقتي به قم مي رسد ، عده اي از بزرگان و چهره هاي معتبر قمي به استقبال او مي شتابند " موسي بن خزرج اشعري " در پيشاپيش استقبال كنندگان است . پيش مي رود و زمام ناقه دختر موسي بن جعفر علیه السلام  را مي گيرد و او را به طرف خانه خود مي برد . موسي بن خزرج ، افتخار آن را دارد كه تنها هفده روز از دختر امام پذيرايي كند. (6)

حال اين بانو وخيمتر مي شود و در روز 10 ربيع الثاني 201 هجري چشم از جهان بسته ، به خانه ابدي آخرت كوچ مي كند . به دستور موسي بن خزرج ، او را غسل مي دهند و كفن مي كنند و براي خاكسپاري ، به قطعه زميني به نام " بابلان " - كه متعلق به موسي است - منتقل مي كنند .

سردابي را حفر كرده اند كه پيكر اين بي بي را درآنجا دفن كنند . بر سر اينكه چه كسي بدن مطهر حضرت معصومه را برداشته و وارد قبر كند ، ميان خاندان و بستگان موسي بن خزرج اختلاف مي شود . در نهايت تصميم مي گيرند كه خادم پير و با ايمان و صالحي كه دارند ، بدن او را در قبر بگذارد . كسي را در پي آن خادم - كه نامش " قادر" است - مي فرستند ، ولي در همين لحظه چشمشان به دو تكسوار نقابداري مي خورد كه از سوي ريگزار به شتاب مي آيند .

چون آن دو سواره ، به جنازه نزديك مي شوند فرود آمده ،‌بر او نماز مي خوانند و واغرد سرداب شده و جنازه را وارد آنجا مي كنند و به خاك مي سپارند ، سپس بيرون مي آيند و بي آنكه حتي يك كلمه با كسي سخن بگويند ، مي روند و كسي نمي شناسد كه اين دو سوار ناشناس - و در واقع ، آشنا و شناس با اين بانوي گرامي - كيستند؟

پاره اي ازتن " اهل بيت " به وديعت در اين شهر مدفون مي شود ، تا نشاني از عشق و ولاي اين سرزمين و مردمانش به خاندان عصمت و به " معصومه اهل بيت " باشد .

دي اين جا دفن مي شود ، تا اين شهر كويري را به " بوستان علم " و " گلشن فقاهت " تبديل كند .

اگر شكوفه " حوزه علميه " بر اين شاخه جدا افتاده از اهل بيت مي روند ، براي با نشاط نگهداشتن مكتب و مرام خاندان رسول صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  است .

باري ، از آن پس ، سايه باني از حصير بر قبر او مي سازند ، تا آنكه " زينب " ، دختر امام جواد علیه السلام  قبّه اي بر روي قبر عمّه اش حضرت معصومه علیه السلام  بنا مي كند .

پس گزاف نيست اگر حضرت معصومه سلام الله علیها  را " فاطمه ثاني " بدانيم با شأن و شرافتي كه دارد ، با پيوندي كه با شجره طيّبه اهل بيت دارد، با علم و فضيلت و كمالي كه در مكتب وحي آموخته است ، با رحلتي در سنّ جواني ، غريبانه و دور از وطن ، در هفده سالگي كه به شوق ديدار برادرش حضرت رضا علیه السلام  راه مدينه تا " مرو " را پيش مي گيرد ‌،اما پيش از ديدن برادر ، به ديدار خداي حيّ داور مي رود .

قم ، از ديرباز و از زمان ائمه علیه السلام  ، مركز شيعه بوده و چهره هاي برجسته اي از راويان و عالمان ، از اين شهر و در اين شهر بوده و زيسته اند .

مدفن حضرت معصومه سلام الله علیها  و توصيه امامان بر زيارت قبر مطهّر او، بر رونق و موقعيت و جاذبه معنوي اين شهر مي افزايد و بتدريج ، كتابخانه ها و مدارس ديني و بالأخره در سال 1310 هـ .ش . " حوزه علميه قم " به دست مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي تأسيس و احياء‌ مي شود و اين حوزه كه پيشتر هم وجود داشت ، جان تازه اي مي گيرد و به همين سبب مرحوم حائري به " آيت الله مؤسس" مشهور مي شود . فقيهان و فرزانگاني بسيار ، به اين شهر هجرت مي كنند و بر وجهه و اعتبار و مركزيت آن ، جنبه جهاني مي بخشند .

زائران بارگاهش و پروانگان شيفته حرمش از سراسر ايران بلكه از كشورهاي مختلف مي آيند ، تا دل را در كوثر زيارتش صفا بخشند و از علوم اهل بيت بهره گيرند .

امروز علاوه بر زائران حرمش ، از دهها كشور خارجي كساني در پي آموختن علم دين و فرهنگ ناب تشيع در اين شهر به سر مي برند و در سايه حرم نوراني بانوي كرامت ، معارف اسلام را مي آموزند، تا مبلّغ دين و پيام رسان حوزه در سراسر جهان باشند .

عظمت و شكوهي كه اين شهر و اين حريم دارد ، ريشه در باورهاي مقدّس مسلمانان ودلدادگان اين خاندان دارد .

در دوره هاي مختلف ، تعميرات و بازسازي و توسعه هاي گوناگوني درحرم مطهر انجام مي گيرد تا به صورت كنوني در مي آيد كه برخوردار از گنبد طلايي و چندين گلدسته و دو صحن و ايوان و مجموعه اي رواقها و مساجد اطراف مرقد نوراني اوست و چون نگيني در اين شهر مي درخشد و نمونه اي از هنر ماندگار هنرمندان با ايمان و عاشق است .

اينك قم ، يك شهر نيست،يك " فرهنگ " است ، جغرافي نيست ، تاريخ است .

قم ، ريشه در دين دارد و از چشمه سار معارف " اهل بيت " سيراب شده است . قم هميشه قائم و پيشتاز و پيشقدم بوده است. در انقلاب اسلامي ، نداي " قم " بود كه بر رواق تاريخ معاصر انعكاس مي يافت.

" 19 دي " بارقه اي از آن دل پر از التهاب و جرقه اي ازر آن كانون خشم و آتش بود كه در سينه خدا باوران و محبّان اين خاندان نهفته بود .

شعله مقدّس و ستم سوزِ برخاسته از قم ، همه جاي ايران را گرفت و به آفاق جهان معاصر نيز دامن كشيد وآن " موج خون " به ساحل پيروزي رسيد . ايران با نيروي " الله اكبر " روي پاي خود ايستاد . ايران با نيروي " الله اكبر " روي پاي خود ايستاد . ايران " قائم " شد و " قم " به ثمر " قيام " نشست .

قائمان قم ، پس از آن تكبيرة الأحرام سبز ، به " سجده شهادت " افتادند . سرانجام ، آن ركوعهاي سرخ و آن سجده هاي خونين به " سلام پيروزي " متّصل شد و امام آمد و " دهة فجر " بر سر اين امّت نور پاشيد . نوري كه جرقّه آن از حماسه 19 دي قم برخاسته بود و سايه لطف اين بانوي كريمه بر آن نشسته بود .

پيروزي " فتوا" را جشن گرفتيم و نصرت " اجتهاد و فقاهت " را به عيد نشستيم .

اينها همه از جوشش چشمه كوير و عصمت قم ، حضرت معصومه سلام الله علیها  بود كه به بركت مزار او ، هنوز هم فروغ فقه و فلسفه و حديث و قرآن و ايمان و انقلاب ، از اين شهر به آفاق گيتي دامن گستر است .

فـضـيـلـت زيـارتـش

تأكيد و توصيه اي كه نسبت به زيارت قبر حضرت معصومه سلام الله علیها  در روايات ديده مي شود ، شگفت است و ما را به مقام و منزلتش بيشتر واقف مي سازد .

پاداش زيارت مدفن او " بهشت " است . اين ، در بيشتر روايات مربوط به زيارتش آمده است . تشويق به زيارت او از زبان امام صادق علیه السلام  ، امام رضا علیه السلام  ، امام جواد علیه السلام  و ... نقل شده است . سعدبن سعد از امام رضا علیه السلام  در اين باره مي پرسد ، حضرت پاسخ مي دهد :

" مَن زارَها فَلَهُ الجَنَّهُ " . (7)

"كسي كه اورازيارت كند پاداشش بهشت است " .

از امام جواد علیه السلام  روايت است كه فرمود:

هر كس قبر عمّه ام را در قم زيارت كند ، بهشت براى اوست. (8)

در حديث ديگري كه سعد روايت مي كند ،‌ چنين است كه امام رضا علیه السلام  از او مي پرسد :

اي سعد ! قبري مربوط به ما اهل بيت نزد شماست؟

پاسخ مي دهد : آري فدايت شوم ، قبر فاطمه ، دختر موسي علیه السلام  آنگاه حضرت مي فرمايد :

آري ! هركس با معرفت به حقّش او را زيارت كند ، بهشت اوست :

" نعم،مَن زارَها عارفاً بِحَقِّها فَلَهُالجَنّةُ

امّا اين شرطِ "عارفاً بِحَقِّها" مهم و در عين حال دشواراست. گرچه امروز ، به تشويق و توصيه امامان ، زائران بسياري همه رو ه در طول سال ، از همه جا به ديدار مرقدش مي آيند و در حرمش و كنار ضريحش رو به قبله مي ايستند و 34 مرتبه "الله اكبر" ، 33 مرتبه "سبحان الله "و 33 مرتبه " الحمدلله " مي گويند ، سپس به خواندن زيارتنامه اش مي پردازند وبوسه بر ضريحش مي زنند و او را در پيشگاه خدا شفيع و واسطه قرارمي دهند ، ولي آيا همه زائران يكسانند ؟ و آيا همه با يك روحيه و احساس و معرفت ف‌به زيارت اين حرم مي آيند و فرازهاي زيارتنامه را مي خوانند ؟

بزرگان دين و مراجع تقليد و اساتيد حوزه و صاحبدلان عارف ، از اين بارگاه رفيع ، توشه ها چيده اند.

توشه زائران از اين زيارت چيست ؟ و آيا همه بهره مي برند ، يا رخي دست خالي از اين " بازار معرفت " بر مي گردند ؟

آنكه به " حرم " مي رود ، بايد " مَحرم " باشد و احترام وليّ خدا را حفظ كند .

كسي كه به " حرم معنويّت " قدم مي گذارد ، بايد

" حُرمت معني" را لمس كند و چون پاي از " مزار " بيرون مي نهد ، حالش تحوّل يافته باشد .

حضور تن و جسم ، ولي غيبت روح و جان ، چه فايده دارد؟!...

زيارتِ عارفانه ،تنها از اهل بصيرت و معرفت بر مي آيد .

بايد ديد فلسفه تأكيد فراوان بر زيارت اولياء دين چيست و در چه صورت ، آن اهداف تربيتي تأمين مي شود؟ (9)

بزرگان وارسته و عالمان اهل دل ، چگونه زيارت مي كردند ؟

شيوه تشرّف آنان به حرمهاي مطهر ، از جمله بارگاه باصفاي حضرت معصومه سلام الله علیها  الهام بخش و درس آموز است .

شيوه تشرّف آنان به حرمهاي مطهر ، از جمله بارگاه باصفاي حضرت معصومه سلام الله علیها الهام بخش و درس آموز است .

به اين چند نمونه توجه كنيد :

امام امّت علیه السلام  در سالهاي پيش از تبعيد ، هر روز بعد از درس ، غروب تا موقع نماز ، يك تشرّف مختصر به زيارت حضرت معصومه داشتند و اين كار ، بطور مداوم بود .

علامه طباطبائي (ره) هنگاه روزه ، پيش از افطار، به حرم مشرف مي شد و با بوسه بر مزار اين بانو ، روزه خود را مي گشود .

حكيم عارف ، مرحوم ملاصدراي شيرازي كه مدّتها در روستاي"كهك" قم به سر مي برد ، هرگاه يك مشكل علمي و گِرِه فلسفي برايش پيش مي آمد ،‌يا از حلّ يك مسأله فلسفي در مي ماند ، آهنگ زيارت قبر دختر موسي بن جعفر علیه السلام  مي كرد و فاصله چهار فرسخ تا قم را مي پيمود و در اين زيارت قبر والتجاء و استمداد از روح بلند حضرت معصومه سلام الله علیها  مشكل علمي خود را حل مي كرد و به محل اقامت خود بر مي گشت .

اين بزرگواران ، از " زيارت " چه مي ديدند و چه مي يافتند كه ما نمي يابيم ؟‌ بي شك ، معرفت آنان بيشتر بود ، در نتيجه بهره روحي شان هم از زيارت ، افزونتر بود.

قم ، حرم اهل بيت عصمت است و شوق زيارت قبر اين بانوي عظيم ، دلهاي مشتاق و گامهاي رهپوي را همواره به اين "مرقد" كشانده است .

دريغ است كنار دريا زيستن و تشنه بودن!...

وقتي ديگران براى زيارت حرمش از شهرهاي ديگر مي آيند و حتي زائراني از پاكستان ، كويت ، لبنان ، بحرين و كشورهاي مختلف شيعه نشين زائر قبر او مي شوند ، از ساكنان اين شهر و مردم قم ، كه در كنار اين " كوثر ثاني" از رحمت خدا و بركتهاي او برخوردارند ، انتظاري بيشتر است .

بانوي نجيب عترت! خدا را شاكريم كه طعم محبت شما ر به ما چشانده است .

مي فهميم كه " توسّل " يعني چه . " تبرّك " را لمس مي كنيم و باور داريم . پشتوانه اي داريم كه نامش "شفاعت" است .از سير و سلوكي برخورداريم ، با عنوان " تقرّب " . اينها سرمايه هاي ماست . خدا كند كه اينها را نبازيم .

معصومه عصمت آموز! اي كريمه اهل بيت!

ما هنوز هم محتاجيم و نيازمند . نياز ما به قدر كرم شماست . ما را رها نكنيد .

دوست داريم همچنان اسير شما باشيم ، بسته درگاهتان ، دلبسته مودّتتان .

باري ... زائران حرمش ، هنگام تشرّف بايد خود را ايستاده در برابر آينه اي از كمال و بصيرت و عفاف و علم ببينند و از شايستگيها ، فضيلتها ، ايمان و اخلاقش اسوه و الگو بگيرند .

زيارت ، در اين صورت است كه اثر تربيتي خواهد داشت . اگر براى زيارت ، پاداش و اجر عظيم بخاطر سازندگيهاي آن و تأثير گذاري در فكر ، روح ، اخلاق و زندگي زائر است.

با اين حساب ، حرم فاطمه معصومه ، يك مهد معنوي تربيت روح و مركز تعليم كمال است ؛ اگر زائر را چشمي بينا و قلبي آگاه باشد ...

سـازنـدگي زيـارت

زيارت نمد و نشانه اي از احساس شوق دروني و انسانهاي والا و اولياء خداست . رفتن به زيارت ، دليلي نمي خواهد ، جز همان محبّت قلبي .

آنكه عشق و شوق داشته باشد ، به زيارت هم مي رود .

زيارت ، زبان علاقه و ترجمان وابستگي قلبي است .

وادي زيارت ، وادي عشق و علاقه و عرفان است .

حرم و صحن و ضريح و رواقها و گنبد و گلدسته و ... ظاهر قضيه است . باطن آن ، اداي احترام به مقام والاي امام معصوم و امامزاده گرانقدري است كه در هر مزار آرميده و فضيلتهايش ، جذب كننده دلها و ديده ها به سوي تربت مقدّس آنان است و همان بُعد معنوي و باطني است ه به اين مظاهر ، قداست وحرمت مي بخشد .

وقتي عشق در كار باشد، محبوب و ديدار او و ديار او و هر چيزي است كه منسوب به اوست .

زيارت ، شناخت و معرفت مي آموزد و معرفت ، انسان را به زيارت و ديدار ، مشتاق مي سازد .

اين هر دو ، تأثير متقابل در يكديگر دارند .

وقتي كسي در مدار عشق قرار گرفت و در محيط و قلمرو محبت " الله " و " اولياءالله " وارد شد ، اين محبّت ، پاي او را به زيارتگاهها و مراقد معصومين علیه السلام  مي كشاند .

اولياء خدا هم ، به زائران مشتاق و دلهاي مستعدّ عنايت و توجّه مي كنند و دل و جانشان را با " كيمياي نظر " دگرگون ساخته ، توفيق تشرّف به حضور را برايشان فراهم مي آورند و دست "زائر" را گرفته ، بالا مي برند و به مهمانسراي فيض حضور مي رسانند و بر مائده هاي معنويّت مي نشانند .

زيارت ، زمينه ساز چنين ارتقاي روحي است.

زيارت ، الهام گرفتن از اسوه ها وسرمشق هاست .

براى يافتن شعله عشق خدايي و گرم شدن از حرارت شوق معنوي ، بايد به كانونهاي روشني و منبع نور نزديك شد و گام در حريم " حرم " نهاد .

و بايد عاشق شد ، تا زيارت فراهم گردد .

چه نعمتي بالاتر از اينكه انسان ، مورد توجّه پيشوايان معصوم قرار گيرد و در دنيا از نعمت " زيارت " و در آخرت هم ان شاءالله از " شفاعت " آنان بهره مند گردد! ...

پيشوايان معصوم علیه السلام  ، واسطه هاي فيض اند . بايد براى بهره وري از درياي كرم الهي ، آنان را در پيشگاه خداوند ، واسطه و شفيع قرار داد .

حتّي براى " توبه " و " اصلاح نفس " هم ، كه دل شكستن و پشيماني و تصميم بر ترك گناه و " خوب شده " لازم است ، حرمهاي معصومين ، يكي از بهترين جاها و " توسّل " به آنان ، يكي از مناسبترين زمينه هاست.

آنگاه وقتي كه قطرات اشگ ، از چشمها بر صورت فرو مي غلتد ،

وقتي شانه ها ، از شدّت خشيت و خوف مي لرزد وقتي نگاهها ملتمسانه به حرم يار ، دل را به محبوب نزديك مي سازد ، وقتي زائر ، خود را در پيشگاه يكي از حجّتهاي خدا ، مقصّر و خطاكار و گناه آلود مي بيند ، وقتي دلش مي شكند ، اين دل شكستنها ، گريه ها ، اشكها و توبه ها ، زمينه ساز پاك شدن جان و قلب از رذائل مي گردد و زائرپاك مي شود و آب ديدگان ، گرد و غبار معصيت را از صفحه جانش مي شويد . زلال و باصفا مي شود و به پاكان نزديكتر مي گردد .

خوشا به حال آنكه در اين گونه " اماكن مقدسه " .

طيّب و طاهر گردد و زندگي را در مسير خداپسند از سر گيرد .


ادب و آداب زيارت

مشرّف شدن به "حرم" با رفتن به جاهاي ديگر و ديدارهاي ديگر فرق دارد .

جان و نيّت و روح و جسم بايد پاك باشد و زائر ، بايد خود را دراين حريم مقدّس ، از هر آلودگي و زشتي دور نگاه دارد و بكوشد تا اجر زيارت و ثواب اين عبادت را ضايع نكند.

بزرگان ، در " آداب زيارت " حرمهاي مطهّر، سفارشها و دستورالعمل هاي بسياري دارند . در اينجا به نمونه اي از اين رهنمودها اشاره مي كنيم .

علامه مجلسي ، سخني را از مرحوم " شهيد اوّل " - از علماي برجسته شيعه - نقل مي كند كه خلاصه آن ، چنين است: (10)

حضرت معصومه علیها السلام3

" آداب زيارت " :

- قبل اژ ورود به زيارتگاه ، غسل كردن و باطهارت بودن

- با لباسهاي پاكيزه و بوي خوش زيارت كردن

آرام قدم برداشتن و خضوع و خشوع آمدن

- بردرگاه حرم ايستادن و دعا خواندن و اجازه و اذن ورود خواستن ، و اگر رقّت قلب حاصل شد . آنگاه وارد شدن

- در برابر ضريح ايستادن و زيارتنامه خواندن

- طرف راست و چپ صورت را بر ضريح نهادن و با تضرّع ، از خدا حاجت خواستن

- صاحب قبر را براى برآمدن حاجت و رفع نياز ، شفيع قرار دادن

- دو ركعت نماز زيارت خواندن و دعاهاي منقول را خواندن

- تلاوت قرآن در حرم داشتن

- حضور قلب داشتن در تمام مراحل زيارت

- توبه و استغفار كردن و صدقه دادن به نيازمندان

- تكريم و احترام نسبت به خدّام حرم و ..."

خلاصه آنكه زائر ، بايد خود را در محضري مقدس احساس كند و ادب شايسته مقام را بداند و مراعات كند و تصوّر كند كه در حال حيات و زنده بودن امام يا فرزند امام ، به خانه او آمده و توفيق ملاقات يافته است .

تند خويي با زوّار و خدّام ، نگاههاي آلوده و تماسهاي بدني حرام ، بي توجّهي به نماز جماعت ادامه زيارت هنگام برپايي نماز ، همه و همه نكاتي است كه با " اداب زيارت " ناسازگار است .

بزرگان وارسته ، هنگام تشرّف به حرم ، نيّتي جز فيض بردن نداشته اند و رفتار و نگاه و نيّت و اخلاص خود را هرگز به غير خدا نمي آميختند .

بكوشيم تا عملي خالص ود دور از ريا و گناه ، داشته باشيم ، كه خداوند ، از" اهل تقوا "مي پذيرد :

" اِنّما يَتَقَبَّلُ الله مِنَ المتّقينَ " (11)

زيارتتان قبول ، و دعاهايتان مستجاب باد ...

اذن دخول

بي بي جان ! ... سلام .

مي خواستم به زيارت حرمت آيم .

مي خواستم بوسه به ضريح مقدست بزنم .

نمي دانستم رخصت آن را داشتم يا نه ؟

وقتي مي ديدم بعضيها سر را پايين انداخته ، همين طوري وارد صحن و حريم حرمت مي شوند ، از اين در وارد شده ، از در ديگر بيرون مي روند ، بي آنكه لحظه اي درنگ كنند و سلامي و ثنايي ، ناراحت مي شدم .

آخر ف اينجا خانه توست .

هرچند درهاي حرم گشوده است .

ولي آيا مي توان بي اجازه وارد خانه تو شد و بي سلام و درود ، از در ديگر خارج گشت ؟

آستاني كه روحهاي بلندي بوسه بر آن مي زده اند ، حرمي كه " آشيانه آل محمد " است ،

حريمي كه فرشتگان ، پاسبان آنند ،

مرقدي كه نگين شهر ماست .

بي بي ! خواستم بي " اذن دخول وارد شوم ،

اما نمي دانستم راهم مي دهند ؟

وضو كه گرفته بودم . به نيّت " زيارت " هم آمده بودم . معتقد بودم كه شما اهل بيت آفتاب ، پس از مرگ هم زنده ايد و توجّه به زائرانتان داريد .

وقتي روح هر كس پس از مفارقت از بدن ، متوجّه مردم و بستگان و خانه و آشنايان است ، شما كه جاي خود داريد .

شما وصل به درياييد ، اصلاً خودتان يك دريا كرامت و بصيرت و شهوديد .

مگر مي شود نسبت به زائران و عابران و عارفان و جاهلان ، يكسان نظر كنيد ؟

مگر مي شود ندانيد چه كساني به زيارتتان آمدند و چه نيّت داشتند و چه فهميدند و چه گرفتند و چگونه رفتند؟

وقتي گاهي مي ديدم بعضي از ساكنان اين شهر نور ، همين كه از خانه بيرون آمده ، به كوچه يا خيابان يا جايي مي رسيدند كه از دور ،‌حرم مطهرت چشم را مي نواخت و دل را روشن مي كرد ف مي ايستادند . و دست ادب به سينه مي گذاشتند ، سلام مي دادند ، تظيمي كرده ، به راه خود ادامه مي دادند ، لذّت مي بردم و بر اين همه معرفت و ادب،آفرين مي گفتم .

مي شد از دور هم سلام بدهم .

" بعد منزل نبود در سفر روحاني " ...

ولي ادب ، اقتضا مي كرد كه براى آستان بوسي به حرم مشرف شوم .

چه صادقانه و ساده ، اين زائران خسته و از راه دور آمده ، از هواي معنوي حريم رمت استنشاق مي كنند، روحشان شاداب مي شود . گاهي هم چند قطره اشك ، بدرقه سلامشان است . بخصوص وقتي مي خواهند از اين شهر بروند و سفر زيارتي شان به پايان رسيده باشد و براى " زيارت وداع " آمده باشند .

بي بي جان !... از اين حرفها بگذرم .

آمده ام تا از نزديك ، عرض ادب كنم .

از صحن گذشته ام . كفشهايم را به كفشداري سپرده ام. از لابه لاي جمعيت عبور كرده ام ، اينك در رواقي هستم كه براحتي ضريحت را مي بينم ، به ، چه جلوه و صفايي دارد . اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد .

باور دارم خيلي از دلهاي تيره ، جانهاي غبار گرفته ، چشمان غريبه با اشك ، روحيه هاي گريزان و فراري ، وقتي توفيق پيدا مي كمند كه به اين "حرم" آيند ، روشن و زلال مي شوند. غبارها از آينه جانشان برطرف مي شود ، چشمهايشان با اشك ، آشتي مي كند. چه قدر شفاف مي شود هواي يك چشم ، پس از يك بارش اشك ، و چه قدر سبك و شاداب مي شود روح يك زائر ، پس از يك زيارت و آستان بوسي و توسّل . اين خاصيت حرم است كه پاك كننده دل و صيقل دهنده روح است .

باز هم كه دور شدم ! بي بي جان !‌وقتي به حرم تو مي آيم " مشهد " هم د رجلوي چشمم آشكار مي شود . شما دو خواهر و برادر ، چه كرده ايد با اين دلهاي بي قرار ، كه اينگونه پروانه وار ، طواف مي كنند؟!

در حرم تو ، به ياد" كاظمين " هم مي افتم .

چه غريبانه ، روز و شب مي گذرانند آن عتبات عاليه در سرزمين عراق !

من عراق نرفته ام و كاظمين را زيارت نكرده ام . ولي در حرم تو ، احساس مي كنم كه در خراسان يا كاظمينم .

بوي آن دو حجت الهي را از مزار تو استشمام مي كنم" بوي گل را از كه جوييم ؟ از گلاب " .

بي بي جان ! اجازه هست وارد شوم ؟

اجازه هست بوسه بر ضريح منوّر بزنم ؟

اجازه هست خود را قاطي اين زائران مشتاق كنم و مثل آنان ، ساده و بي ريا و بي ادعا ف خود را به ضريح برسانم دودستي به ان بچسبم ، از لابه لاي شبكه هاي فولادي و نقره اي رنگ ضريح ، مخمل سبزي را كه روي قبر تو انداخته اند، تماشا كنم ، اشك بريزم ، شانه هايم بلرزد ، دلم متلاطم شود و لبهايم با اين ضريح مشبّك متبرّك شود ؟

مي دانم كه اجازه خواهي داد .

مي دانم كه خدا و رسول و فرشتگان ، اذن خواهند داد. اگر رخصت نبود ، توفيق همينجا آمدن را هم نداشتم .

من به " طلبيدن " عقيده دارم . حتي برادر غريب تو، حضرت رضا (ع) هم همين طور است . فقط به خواستن ما نيست . " طلبيدن " او هم شرط است .

گاهي با هزار مقدمه چيني و برنامه ريزي ، جور نمي شود . گاهي هم خيلي آسان ، وسيله و شرايط ، جور و مساعد مي شود .

بي بي جان ! تو هم طلبيده اي . شما خانواده ، اهل كرامت و بزرگواري هستيد .

كريمان با بدان هم بد نكردند

كسي را از در خود رد نكردند

اگر ناقابليم و شرمساريم

بجز عشق شما چيزي نداريم

اين جا آشيانه آل محمد صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  و حرم اهل بيت است . دري از درهاي بهشت است . شما صاحبخانه ايد و ما ميهمان . خودتان فرموده ايد كه به ديدار شما آييم و با حرمهاي انس و الفت داشته باشيم . خودتان گفته ايد كه گامهايي كه در مسير زيارت شما خاندان برداشته مي شود ، چه قدر ثواب دارد . خد شما مشوّق ما بوده ايد . ما هم به دعوت شما آمده ايم .

حالا ف من هم يكي از هزاران زائرم كه به آستان بوس آمده ام .

جسمم كنار ضريح توست .

ولي ... نمي دانم روح و روحيه ايم تا چه حد به تو نزديك است ؟

سرراهم كه آمدم ، تعظيمي هم به مقام علمي و عرفاني بزرگاني كردم كه در كنار حرم تو و در سايه ضريحت آرميده اند ف آية الله حائري يزدي ، آية الله صدر ، آية الله خوانساري ، شهيد مطهري ، علامه طباطبايي ، شهيد محراب آيةالله مدني و بزرگان ديگري كه سر بر آستان تو نهاده اند و حتي نام و نشاني هم از آنان بر در و ديوار نيست ، ولي قدم به قدم اين حرم و مسجد بالاسر ، آنان را در برگرفته است .

وقتي سر قبر علامه فاتحه مي خواندم ، به يادم آمد كه او ، از روي عشق و علاقه اي كه به تو داشت ، وقتي روزه بود ، روزه اش را با بوسه بر ضريح مقدّس تو افطار مي كرد . چه معرفتي ! خوشا به حالش .

آن طرف تر ، وقتي كنار قبر آية الله بروجردي فاتحه مي خواندم ، ياد حرف يكي از استادانم افتادم كه مي فرمود: آية الله بروجردي سفارش كرده بود كه نامش را در ليست خدّام افتخاري آستانه تو بنويسند .

هرگاه از كنار قبر شهيد آيةالله قدوسي مي گذرم ، ياد خاطراتي مي افتم كه از او در ايام طلبگي و درس خواندن دارم . بي اختيار پاهايم از رفتن باز مي ماند ، مي ايستم و "الحمد" ي براى او مي خوانم . او برگردن من حق بسيار دارد ، هم حق استادي ، هم حق تربيتي و اخلاقي .

مرقد ايةالله بهاءالديني ، الهام بخش صدق و صفا و معنويت و عرفان است .

قبر آيةالله اراكي و آيةالله گلپايگاني ف ياد سلسله اي نوراني از فقيهان وارسته و عالمان پارسا را در نظر زنده مي كند .

خوب ، بي بي جان !‌زياد حرف زدم . دست خودم نبود. محبت تو بود كه مرا به حرف كشاند و سفره دلم را باز كردم .

بلبل از فيض گل آموخت سخن ، ورنه نبود

اين همه قول و غزل ، تعبيه در منقارش (12)

زيارت حرمت ، هم روح را باز مي كند ،‌هم نطق و بيان را و هم زبان را به نجوا و نياز خواهي و رازگويي مي گشايد .

تسبيحات حضرت زهرا سلام الله علیها  ر اگفته ام .

حضرت معصومه علیها السلام4

زيارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها

اَلسَّلامُ عَلي آدَم صَفْوَةِ الله ، السَّلامُ عَلي نُوح ‌ٍ نَبِيِّ اللهِ ، اَلسَّلامّ عَلي إبراهِيمَ خَليل ِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلي مُوسي كَليمِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلي عِيسي رُوح ِاللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللهِ‌ ، اَلسَّلامُ عَليْكَ يا خَيْرَ خَلق ِ خَلْقِ اللهِ ،اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا صَفِيًّ اللهِ ، السّلام عَلَيكَ يا مُحمَّدَبنَ عَبدِالله ، خاتِمَ النَبِييّنَ ، السّلام عَلَيكَ يا أميرَالمؤمِنينَ عَليَّ بنَ أبي طالِبٍ ، وَصِيِّ رَسُولِ اللهِ ، السَّلامُ عَلَيكِ يا فاطِمةُ سَيِّدةَ نِساءِ العالَمينَ ، السَّلامُ عَلَيكُما يا سِبطَي نبيِّ الرَّحمَةِ ، وَ سَيِّدَي شَبابِ أهل ِ الجَنّةِ ، اَلسَّلامُ‌عَلَيكَ يا عَلِيَّ بنَ الحُسَين ِ سَيِّدَالعابِدينَ، وَ قُرَّةَ عَين ِ الناظِرينَ ، السّلامُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدَبنَ عَليٍّ ،‌باقِرَالعِلمِ بَعدَ النَّبيِّ ، السَّلامُ عَلَيكَ يا جَعفَرَبنَ مُحمّدٍ الصّادِقَ البارَّ،الأَمينَ، السَّلامُُ عَلَيكَ يا مُوسي بنَ جَعفَرَبنَ لطّاهِرَ الطّهرَ ، السَّلامُ عَلَيكَ يا عَليَّ بنَ مُوسيَ الرِّضَا المُرتَضي ، السَّلامُ عَلَيكَ‌ يا مُحَمَّدَبنَ عَليٍّ التَّقيَّ السَّلامُ عَلَيكَ يا عَلِيِّ بنَ مُحَمّدٍ النَّقيَّ النّاصِحَ الأمينَ ، السَّلامُ عَلَيكَ يا حَسَنَ بنَ عَلِيٍّ، السَّلامُ‌عَلي الوَصِيِّ مِن بَعدِهِ ، اَللهُمَّ‌ صَلِّ عَلَي نُورِكَ و سِراجِكَ، وَ وَليَّ وَليِّكَ ، وَ وَصِيِّ وَصِيِّكَ . وَ حُجَّتِكَ عَلي خَلقِكَ. السَّلامُ عَلَيكِ يا بِنتَ رَسُولِ اللهِ ، السَّلامُ عَليكِ يا بِنتَ فاطِمَةَ و خَديجَة َ ، السَّلامُ عَلَيكِ يا بِنتَ اَميرِالمُؤمِنينَ ، السَّلامُ عَلَيكِ يا بِنت‌َ أميرالمُؤمِنينَ،السَّلامُ عَلَيكِ بِنتَ الحَسَن ِ وَ الحُسَينِ ، السّلامُ عَلَيكِ يا بِنتَ وَلِيِّ الله،اَلسَّلامُ عَلَيكِ يا اُختَ وَليِّ الله ، السَّلامُ عَلَيكِ يا عَمَّةَ وَليِّ اللهِ‌ . السّلامُ عَلَيكِ يا بِنتَ مُوسي بنِ جَعفَرٍ وَ رَحمَةُ اللهِ و بَرَكاتُهُ ، السّلامُ عَلَيكِ عَرَّفَ اللهُ بَينَنا و بَينَكُم فِي الجَنَّةِ‌ وَ حَشَرَنا في زُمرَتِكُم و أورَدَنا حَوضَ نَبِيِّكُم وَ سَقانا بِكَأس ِ جَدِّكُم مِن يَدِ عَلِيِّ بنِ‌ أبي طالِبٍ صَلَواتُ اللهِ‌ عَلَيكُم ، أَسأَلُ اللهَ أن يُرِيَنا فيكُمُ السُّرُورَ وَالفَرَج َ‌، وَ أَن يَجمَعَنا وَ إيّاكُم في زُمْرَةِ‌ جَدِّكُمْ مُحَمّدٍ صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  وَ أنْ لا يَسْلُبَنا مَعْرِفَتَكُمْ‌ اِنَّهُ وَلِيُّ قَديرٌ. أتَقَرَّبُ إلَي اللهِ‌ بِحُبِّكُمْ ، وَالبَراءَةِ مِنْ أعْدائِكُمْ ، وَالتَّسْليمِ إلَي اللهِ‌ ، راضياً بِهِ غَيْرَمُنْكِرٍ وَلا مُسْتَكْبِرٍ ، وَ عَلي يَقينِ ما أتي بِهِ مُحَمَّدٌ صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  وَ بِهِ راض ، نَطْلُبُ بِذلِكَ وَجْهَكَ يا سَيِّدي ، اَللهُمَّ وَ رِضاكَ وَالدّارَالاخِرَةَ ، يا فاطِمَةُ‌ اشْفَعي لي فِي الْجَنَّةِ ، فَاِنَّ لَكِ‌عِنْدَاللهِ شَأناً مِنَ الشَّأنِ‌. اَللهُمَّ إنّي أسْأَلُك‌َ أَنْ‌ تَخْتِمَ‌ لي بِالسَّعادَةِ‌، فَلا تَسْلُبْ مِنّي ما أنَا فيهِ‌، وَ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلّا بِاللهِ‌ العَلِيِّ العَظيمِ‌ ، أَللهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا و تَقَبَّلْهُ‌ بِكَرَمِكَ‌و عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافِيَتِكَ‌ ، وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ‌ آلِهِ أجْمَعِينَ ، وَ سَلَّمَ تَسليماً يا أَرحَمَ الرّآحِمينَ.

ترجمه زيارتنامه

سلام بر آدم ، برگزيده خدا

سلام بر نوح ، پيامبر خدا

سلام بر ابراهيم ، دوست خدا

سلام بر موسي ، هم سخن خدا

سلام بر عيسي ، روح خدا

سلام بر تو اي رسول خدا ، اي بهترين خلق خدا ، اي برگزيده خدا ،‌اي محمد بن عبدالله ! آخرين پيامبر .

سلام بر تو اي علي ، اي اميرالمؤمنين جانشين رسول خدا

سلام بر تو اي فاطمه ، سرور زنان جهان

سلام بر شما ، اي دو فرزند پيامبر رحمت و سرور جوانان بهشتي ، ( امام حسن و امام حسين علیه السلام    

سلام بر تو اي امام محمد باقر ، شكافنده علوم پس از پيامبر

سلام بر تو اي امام جعفر صادق ، نيكوكار و امين

سلام بر تو اي امام موسي بن جعفر ، امام پاك و مقدّس

سلام بر تو اي امام علي بن موسي الرضا ، پيشواي پسنديده

سلام بر تو اي امام محمد تقي

سلام بر تو اي امام علي النقي ، خير خواه و امين

سلام بر تو اي امام حسن عسگري

سلام بر جانشين و حجّت خدا پس از او

خدايا بر نور و چراغ فروزان خودت ( امام زمان ) درود فرست

كه وليّ تو جانشين جانشينات و حجت تو بر بندگان است .

***

سلام بر تو ، اي دختر پيامبر صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  ، اي دختر فاطمه علیها السلام  و خديجه علیها السلام  سلام بر تو ،اي دختر اميرالمؤمنين علیه السلام ، و دختر امام حسن علیه السلام  و امام حسين علیه السلام  

سلام بر تو ، اي دختر وليّ خدا ف اي خواهر و عمّه وليّ خدا

سلام بر تو ، اي دختر موسي بن جعفر علیه السلام  

سلام بر تو .

خداوند ميان ما و شما در بهشت ، آشنايي و ارتباط برقرار كند و ما را در گروه شما محشور كند و از حوض كوثر جدّتان پيامبر و به دست علي بن ابي طالب سيراب كند .

درود خدا بر شما باد .

از خداوند مي خواهم كه شادي و فرج شما را به ما بنماياند و ما و شما را در گروه جدّتان حضرت محمد صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  گرد آورد و معرفت شما را از ما نگيرد ، كه او عهده دار و تواناست .

با دوستي شما و بيزاري از دشمنانتان و تسليم در برابر خدا ف به شما تقرّب مي جويم .

راضيم ، نه ناخوشايند و نه متكبّر .

به آنچه حضرت محمد صلـّی اللهُ عَلـَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلـَّم  آورده ، يقين دارم و به آن راضيم و رضاي تو را مي جويم .

خدايا! رضاي تو و بهشت برين را مي خواهم .

اي فاطمه معصومه !... درباره ورود در بهشت ، براى من شفاعت كن ، چرا كه نزد خداوند ، مقام بلندي داري .

خدايا از تو مي خاهم كه عاقبت مرا به سعدت ختم كني و ايمان و ولايتي را كه دارم از من مگير .

هيچ قدرت و نيرويي جز از خدا نيست .

خدايا به كرم و عزت و رحمتت قسم ، دعايمان را مستجاب و زيارتمان را قبول كن و بر محمد همه آل محمد درود و سلام فرست . " يا ارحم الراحمين "


نگينِِِ قم (13)

شهرها انگشترند و " قم " ، نگين

قم ، هماره حجّت روي زمين

تربت قم ، قبله عشق و وفاست

شهر علم و شهر ايمان و صفاست

مرقد " معصومه" چشم شهر ما

مِهر او جانهاي ما را كهربا

دختري از اهل بيتِ آفتاب

وارثِ دُرّحيا ، گنج حجاب

در حريمش مرغ دل پر مي زند

هر دلي اينجاست مجذوب حرم

جان، اسير رشته جود و كرم

اين حرم باشد ملائك را مطاف

زائران را ارمغان ، عشق و عفاف

آستان بوسش بسي فرزانگان

معرفت آموز ، از اين آستان

ديده پاكان به قبرش دوخته

عصمت و پاكي از آن آموخته

" حوزه قم " هاله اي بر گِرد آن

فقه و احكام خدا را مرزبان

قم هميشه رفته راه مستقيم

بوده در مهد هدايتها مقيم

قم نمي بيند مگر خوابِ قيام

تيغ قم بيگانه باشد از نيام

شهر خون ، شهر شرف ، شهر جهاد

شعر فقه و حوزه ، علم و اجتهاد

هر كجا را هر چه سيرت داده اند

اهل قم را هم بصيرت داده اند

نقطه قاف قيامند اهلِ قم

برقِ تيغِ بي نيامند اهل قم

اهل قم ، ز اوّل ولايت داشتند

در دل و در ديده ،" آيت " داشتند

سر نمي سودند ، جز بر پاي دين

دل نمي دادند اِلّا بر يقين

دين ، مطيع امر مولا بودن است

راه را با رهنما پيمودن است

اهل قم از ياورانِ " قائم " اند

درقيام و پيشتازي دائم اند

دختر "موسي بن جعفر" را درود

كز عناياتش تراويد اين سرود

پاورقي ها

(1)- اين جزوه قبلاُ به همين نام در سال 1373 چاپ شد ، كه اينك با اضافات و اصلاحاتي تقديم مي شود

(2)- بحار الانوار ف ج 99 ف ص 267 .

(3)- هم الفقهاء العلماء ، هم اه الترابة و الزاوية و حسن العبادة _ بحار الانوار ، ج 57 . ص 217 ) .

(4)- به همين جهت در زيارت نامه اش او را دختر حسن و حسين علیهم السلام  خطاب مي كنيم ، ( السلام عليك يا بنت الحسن و الحسين ) .

(5)- اَلامَن ماتَ‌علي حُبِّ آلمحمّد ماتَ‌شهيداٌ

(6)- محلّي كه عبادتگاه آن حضرت در اين مدّت بوده ، هم اكنون هيز موجود است و به نام " بيت النور " واقع در خيابان چهارمردان ، ميدان مير ، شناخته مي شود .

(7)-بحار الانوار ، ج 99 ، ص 265.

(8)-من زار قبر بقٍم فَلَهٌ الحنّة ( بحار الانوار ، ج 99 ، ص 265) .

(9)- درباره فلسفه زيارت و آثار ترييتي آن نگاه كنيد به كتاب "زيارت" از : جواد محدّثي (نشر مشعر ).

(10)- بحار الانوار ، ج 100 ، ص 134 .

(11)- مائده ، آيه 27 .

(12)- حافظ.

(13)- شعر از نويسنده است

ورودیه حضرت معصومه علیها السلام به قم

ورودیه حضرت معصومه به قم

صفا گرفت تا که نهادی تو پا به قم

شفاگرفت دل مردم ز مرهمت

به پا و سر همه سوی تو می دوند

به این امید که ببینند مرحمت

---------------

صفا گرفت شهر قمی که خراب بود

به برکت قدمت این زمین خدایی شد

که تا به پا نمودند مرقد و حرمت

خودش برای خودش کربلایی شد

---------------

هزار عاشق و دلداده داری ای بانو

که سر نهاده اند بر ضریح زیبایت

تمام عالم امکان فدای تو بی بی

که گفته موسی جعفر(ع) فدات بابایت

---------------

حرم حرم حرمت بوی فاطمه(س)دارد

شباهت تو به زینب(س)چه قدر دیدنی است

اگرچه صبح و شام باصفاست مرقد تو

شعاع نورحرم شب چه قدر دیدنی است

---------------

تمام کون و مکان هم فدای تو بی بی

نگاه هر دو جهان هم به دست تو بی بی

به طوس نور ولایت درخشش پیداست

ولایتعهدی ایران به دست تو بی بی

 

******************************

بي شك دليل فيض شمايي ...

خاتون شهر آينه هايي بزرگوار

زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار

چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را

ناموس بارگاه خدايي بزرگوار

اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي

موساي بي عباوعصايي بزرگوار

بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد

فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار

گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم

نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار

من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا

آري هميشه عقده گشايي بزرگوار

باران رحمت ازلي سهم مان شده

بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار

بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟

امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار

خلقت شبيه پير كريم عشيره است

الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار

فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان

هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار

فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

اينجا مريض ها همگي خضر مي شوند

سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار

از لحن گريه كردن زوار واضح است

در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار

يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟

محشر دم بهشت بيايي بزرگوار

 

************************************

خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه 

خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه 

نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه

گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب 

قطره‌ای باشد ز دریای كمال فاطمه

تابش شمع و چراغ و كهربایی نورها 

 باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه

صافی آیینه ایوان نیكو منظرش

گوشه‌ای از صافی قلب زلال فاطمه

عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی 

این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه

بر سر ما سایه افكن از كرامت ای بتول

شد سعید آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه

آفت دلها غم است بر درگه معصومه‌ام

حرمت من حرمت عز و جلال فاطمه

یارب از غمها مرا برهان هم از افسردگی 

عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه

كبریا از درگهش كس را نكرده ناامید 

خاصه آنكو داشت پشتیبان مثال فاطمه

 

*******************************

زافق نو ردیگری پیداست ...

ز افق نور ديگرى پيداست                      جلوه‌هاى منورى پيداست

شادى بر هر كه بنگرى پيداست                   شهد جان را چه شكرى پيداست

 يم عصمت چه گوهر آورده                      حجت حق چه دختر آورده

از تبار پيمبر آورده                          آرى موسى ابن جعفر آورده

شهر قم آشيان آل عباست                   حرم دختر ولى خداست

جلوه‌گاه تجلى حق است                        اشرف از طور وادى سيناست

بارگاه جليل فاطمه است                         آن كه نور دو ديده زهراست

آفتاب سپهر فخر و شرف                     گل بى خار گلشن طاهاست

عمه اطهر امام جواد                               خواهر طاهر امام رضاست

رحمت كردگار بر حرمش                             دائما نازل از طريق سماست

آستان فرشته دربانش                        ملجا خاص و عام و شاه و گداست

دخت باب الحوائج است كزو                      حاجت هر نيازمند رواست

سرمه‌اى از غبار مرقد او                                 بر مريضان نا اميد شفاست

درگهش همچو آستان رضاست                    باب اميد و استجاب دعاست

طوف قبر و زيارت حرمش                            آرزوى تمام اهل ولاست

قول "من زار فاطمه وجبت                             فله الجنه" مقصد ما است

آن درى را كه گفته‌اند به قم                    باز مى‌گردد از بهشت اينجاست

قبه و بارگاه و ايوانش                       برتر از قدس و مسجد الاقصاست

بر سر اهل قم ز لطف خدا                        سايه‌اش همچو سايه طوباست

شهر قم در پناه معصومه                   در امان از مصائب دنياست

هر كه در خاك قم رذالت كرد              سرنوشتش به دست باد فناست 

 

 

حضرت معصومه 1

زندگى نامه حضرت معصومه (عليها السلام)

در اين فصل نظر شما را به طور فشرده به زندگى حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) جلب مى‏كنيم:

پدر بزرگوار حضرت معصومه (عليها السلام)

پدر حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) است كه او را ابوالحسن اول نيز مى‏گويند، و از القاب مشهور آن حضرت كاظم، باب الحوائج و صالح مى‏باشد.

آن بزرگوار روز يك شنبه هفتم ماه صفر سال 128 هجرى در روستاى ابواء كه بين مكه و مدينه واقع شده، ديده به جهان گشود.

آن حضرت بيش از ساير امامان (عليهم السلام) فرزند داشت كه بعضى سى، و برخى شصت فرزند براى او نام برده‏اند.

عالم بزرگ شيخ مفيد (رحمه الله) (وفات يافته سال 413 هجرى قمرى) مى‏نويسد: آن بزرگوار سى و هفت فرزند از همسران متعدد داشت كه نام‏هاى آنها به اين ترتيب بود:

1-پسران:

1- حضرت على بن موسى الرضا 2- ابراهيم 3- عباس 4- قاسم 5- اسماعيل 6- جعفر 7- هارون 8- حسن 9- احمد 10- محمد 11- حمزه 12- عبدالله 13- اسحق 14- عبيدالله 15- زيد 16- حسن 17- فضل 18- حسين 19- سليمان.

2-دختران:

1- فاطمه كبرى 2- فاطمه صغرى‏(155) 3- رقيه 4- حكيمه 5- ام ابيها 6- رقيه صغرى 7- ام جعفر 8- لبابه 9- زينب 10-خديجه 11- عليه 12- آمنه 13- حسنه 14- بريهه 15- عايشه 16- ام سلمه 17- ميمونه 18- ام كلثوم‏

آن بزرگوار در سال 148 هجرى قمرى زمان خلافت منصور به امامت رسيد و در زمان خلافت مهدى عباسى و هادى عباسى نيز امام بود، وقتى كه هارون الرشيد به خلافت رسيد پس از پانزده سال، در زندان شهيد مشهور بين تاريخ نويسان آن است كه آن بزرگوار در روز 25 رجب سال 183 هجرى از دنيا رفت‏(156).

هارون الرشيد آن بزرگوار را در سال 179 هجرى قمرى در مدينه دستگير كرده و به طرف عراق آورد و از آن وقت تا آخر عمر در زندان به سر مى‏برد.

مادر حضرت معصومه (عليها السلام)

آن طور كه شواهد و قرائن و بعضى از روايات‏(157) استفاده مى‏شود، مادر حضرت معصومه (عليها السلام) همان مادر اما رضا (عليه السلام) است براى مادر حضرت (عليه السلام) نام‏هاى متعددى ذكر كرده‏اند، مانند: خيزران، ام البنين، نجمه... روايت شده پس از آنكه حضرت رضا (عليه السلام) از او متولد شد، به او طاهره گفتند.(158)

روز ولايت حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام)

مطابق پاره‏اى از مدارك، حضرت معصومه (عليها السلام) در روز اول ماه ذيقعده سال 173 هجرى قمرى، در مدينه چشم به جهان گشود.

محدث گرانقدر مرحوم آيت‏الله شيخ على نمازى (وفات يافته در دوم ذيحجه سال 1405 هجرى قمرى كه مرقدش در يكى از حجره‏هاى صحن رضوى در كنار بارگاه ملكوتى امام رضا (عليه السلام) قرار دارد) در كتاب پربار مستدرك سفينه البحار (كه ده جلد است) در جلد هشتم چنين مى‏نويسد:

فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى القعد سنه 173

فاطمه معصومه (عليها السلام) در آغاز ماه ذيعقده، ديده به جهان گشود.(159)

مرحوم فيض در كتاب انجم فروزان و گنجينه آثار قم از كتاب لواقح الانوار فى طبقات الاخيار (تأليف عبدالوهاب شعرانى شافعى وفات يافته در سال 937 هجرى قمرى) و كتاب نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار (تأليف سيد موسى برزنجى شافعى مدنى) چنين نقل مى‏كند:

و لا فاطمه بنت موسى بن جعفر، فى مدينه المنوره غره ذى العقد الحرام، سنه ثلاث و ثمانين و مأه بعد الهجز النبويه، و توفيت فى العاشر من ربيع الثانى فى سنه احدى و مأتين فى بلده قم؛

حضرت فاطمه (معصوم) دختر امام كاظم (عليه السلام) در مدينه منوره، در آغاز ماه ذيقعده سال 184 هجرى قمرى ديده به جهان گشود، و در دهم ما ربيع الثانى سال 201 در قم وفات يافت.(160)

مدرك ديگرى نيز در مورد روز ولادت آن حضرت (در آغاز ذيقعده) در دسترس است مانند:

1- عوالم العلوم، تأليف علامه بحرانى، ج 21، ص 328.

2- حياه الست، تأليف شيخ مهدى منصورى، ص 10.

3- فاطمه بنت الامام موسى الكاظم، تأليف دكتر محمد هادى امينى (فرزند علامه امينى صاحب الغدير) ص 21 و 5.

4- زندگانى حضرت موسى بن جعفر، تأليف عماد زاده، ج 2، ص 375.

بررسى و شرح كوتاه:

در بعضى از مدارك فوق، سال 183 ذكر شده، كه صحيح كه در مستدرك سفينه آمده 173 است، زيرا با توجه به اين كه امام كاظم (عليه السلام) در 25 رجب سال 183 هجرى قمرى در زندان هارون رد بغداد به شهادت رسيد، و كمترين مدت زندانش، چهار سال بود، در اين مدت از خانواده‏اش كه در مدينه ساكن بودند دور بود، بنابراين ممكن نيست ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 183 رخ داده باشد، و ظاهرا در اين شماره اشتباه شده و به جاى 173، 183 نوشته شده است.

از اين رو محقق كاوشگر، مرحوم عمازداه اصفهانى، بدون ابهام مى‏نويسد: حضرت معصومه (عليها السلام) در مدينه در ماه ذيقعده سال 173 متولد شد، و در ربيع الثانى 201 (در قم) ديده از جهان فرو بست.(161)

بنابراين بايد پرونده اين مطلب را در همين جا بست، و از باب تسامح در ادله سنن، تاريخ ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) را همان آغاز ذيقعده سال 173 هجرى قمرى اعلام كرد، چنان كه اخيرا آستانه مقدسه قم همين اعلام را نموده است، به اميد آنكه با توجه به ولادت با سعادت حضرت رضا (عليه السلام) كه در روز 11 ذيقعده سال 148 در مدينه رخ داد، اين ده روز بين روز ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) و روز ولادت امام رضا (عليه السلام) را به عنوان دهه نور ياد نموده و از آن دو برزگوار ياد كرد، و خاطره سازنده و پربار زندگى درخشان آنها را تجديد نمود.

شادى و سرور ولادت

آغاز ماه ذيقعده براى حضرت رضا (عليه السلام) دودمان نبوت، پيام آور شادى مخصوص و پايانه يك انتظار عميق و استثنايى است، زيرا حضرت نجمه (عليه السلام) فرزندى جز حضرت نداشت، و مدت‏ها پس از حضرت رضا (عليه السلام) صاحب فرزندى نشد (زيرا حضرت رضا (عليه السلام) در سال 148 هجرى قمرى متولد شد، ولى حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 173، يعنى با 25 سال فاصله) با توجه به اينكه امام صادق (عليه السلام) به ولايت چنين بانويى، بشارت داده بود، بنابراين پس از آنكه حضرت معصومه (عليها السلام) ديده به جهان گشود، آن روز براى حضرت نجمه (عليه السلام) و حضرت رضا (عليه السلام) روز شادى و سرور و صفت‏ناپذير و روز نهم از ايام الله بود، چرا كه دخترى از آسمان ولايت و امامت، طلوع كرده بود، كه قلب‏ها را جلا و صفا مى‏داد و چشم‏ها را روشن مى‏كرد و كانون مقدس اهل بيت (عليه السلام) را گرم مى‏نمود.

به راستى توصيف عظمت هلهله و غريو شادى از دودمان رسالت را به خاطر اينكه امام رضا (عليه السلام) دارى خواهرى شده كه سال‏ها قبل در خبرهاى غيبى به وجود او مژده داده شده بود نمى‏توان ترسيم كرد، چرا كه فروغى از كوثر، و گلى تابناك از گلشن آل محمد به جهان گشوده بود، و جهان ملكوت و معنى را صفاى ديگرى بخشيده بود.

تاريخ وفات حضرت معصومه (عليها السلام)

مدارك متعددى وجود دارد كه حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 201 هجرى قمرى در قم، وفات نموده است،(162)



1- طبق پاره‏اى از مدارك، دهم ربيع الثانى بوده است.(163)

2- مطابق بعضى از مدارك، دوازدهم ربيع الثانى بوده است.(164)

3- و بر اساس مدرك ديگر، هشتم شعبان بوده است.(165)

هيچ يك از اين سه قول، آن گونه كه بايد، مورد اطمينان نيست.

ولى همان گونه كه بعضى از بزرگان گفته‏اند: انصاف اين است كه براى جمع بين دو قول اول و دوم، براى بزرگداشت مقام آن بزرگ بانوى دو عالم جهان، سه روز (10 و 11 و 12 ماه ربيع الثانى) را به عنوان سوگوارى معصوميه، مراسم سوگوراى برقرار كرد، چنان كه در سال‏هاى اخير مسوولين و دست اندر كاران آستانه مقدسه حضرت معصومه (عليها السلام) همين كار را شروع نموده، و اين سنت خوب به جريان افتاده است، و اين سه روز به عنوان ايام معصوميه، جا افتاده است، به اميد آنكه در اين ايام در آستانه مقدسه قم، و در ساير مساجد و محافل، از آن بانوى با عظمت، تجليل شايان گردد، و خاطره زندگى درخشان آن شفيعه روز جزا، تجديد شود.

از آنچه در بالا خاطر نشان شد نتيجه مى‏گيريم كه سن حضرت معصومه (عليها السلام) هنگام وفات، در حدود 28 سال بوده است (از سال 173 تا 201 هجرى قمرى) پس اينكه در زبان عوام، آن حضرت به عنوان 18 يا 23 ساله، معروف شده، مدرك و سند محكمى ندارد.

چرا حضرت معصومه (عليها السلام) ازواج نكرده است؟

تقريبا قطعى است كه حضرت معصومه (عليها السلام) ازدواج نكرد، در اين صورت اين سوال پيش مى‏آيد كه سنت ازدواج از مستحبات موكد است، تا آنجا كه رسول اكرم (صلى الله و عليه و آله و سلم)فرمود:

ما بنى فى الاسلام بناء احب الى عزوجل، و اعز من التزويج

در اسلام در پيشگاه خدا بنايى بر پا نشده كه محبوب‏تر و عزيزتر از بناى ازدواج باشد.(166)

نيز فرمود:

النكاح سنتى، فمن رغب عن سنتى فليس منى

ازدواج سنت و برنامه من است، پس كسى كه از سنت من دورى كند از من نيست.(167)

در عصر امام باقر (عليه السلام) بانويى به خاطر رياضت و كسب فضليت، ازدواج نمى‏كرد، امام باقر (عليه السلام) به او فرمود: اگر در ترك ازدواج، فضليتى به دست مى‏آمد، حضرت فاطمه (عليها السلام) سزاوارتر از تو بود، كه به خاطر كسب فضايل اخلاقى، ازدواج نكند، زيرا هيچ بانويى در كسب كمالات، از فاطمه (عليها السلام) پيشى نگرفته است.(168)

پاسخ:

در پاسخ به اين سوال دو مطلب گفته شده كه هر كدام، يا يكى از آنها، دليل شايسته‏اى است كه موجب ترك ازدواج حضرت معصومه (عليها السلام) شده است:

1- دختران امام كاظم (عليه السلام) به ويژه حضرت معصومه (عليها السلام) در سطحى از كمالات بودند كه براى خود كفو و همسر مناسبى نيافتند، تا با او ازدواج كنند، امام كاظم (عليه السلام) به آنها سفارش كرده بود كه با رأى و مشورت بردارشان حضرت رضا (عليه السلام) ازدواج كنند(169) اين سفارش و قرائن ديگر بيانگر اين است، كه بايد براى آنها همسر مناسبى باشد. با توجه به اينكه در مورد حضرت زهرا (عليها السلام)، امام صادق (عليه السلام) فرمود: اگر خداوند متعال، على (عليه السلام) را براى فاطمه (عليه السلام) نمى‏آفريد، در سراسر زمين از حضرت آدم گرفته تا هر انسانى بعد از او، همسر و همتاى مناسبى براى فاطمه عليها السلام پيدا نمى‏شد.(170) 2- ترس و وحشت حكومت پر از خفقان و اختناق هارون، به گونه‏اى بود كه كسى كه جرأت نمى‏كرد با دختران امام كاظم (عليه السلام) ازدواج نمايد و داماد آن حضرت شود، زيرا دامادى آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتى هارون، موجب خطر شديد براى آن داماد مى‏شد، به اين ترتيب، حضرت معصومه (عليها السلام) و بعضى از خواهرانش، از ازدواج صرف نظر كردند.

در ضمن نبايد اين مطلب را از نظر دور داشت كه امام كاظم (عليه السلام) در زندان به سر مى‏برد، و اطلاع امام رضا (عليه السلام) از آينده (در مورد شهادت پدر، و هجرت اجبارى او به خراسان) شايد دليل ديگرى براى ترك ازدواج حضرت معصومه (عليها السلام) باشد.

و اين نيز از مصائب و رنج‏هاى روزگار نسبت به خاندان نبوت است، كه ستمگران كنيه توز، با ايجاد شرايط نامساعد، آن‏ها را از مواهب زندگى، محروم ساختند.

هجرت عظيم حضرت معصومه (عليها السلام) از حجاز به ايران

مأمون عباسى در سال 200 هجرى قمرى، با نامه‏ها و پيام‏ها بسيار، حضرت رضا (عليه السلام) را به خراسان دعوت كرد، آن بزرگوار، ناگزير از روى اكراه، اين دعوت را پذيرفت و با كاروان كه مأمون فرستاده بود، به سوى خراسان آمد.

يك سال بعد (سال 201) حضرت معصومه (عليها السلام) به شوق ديدار برادرش حضرت رضا (عليه السلام) عازم خراسان گرديد و با همراهان حركت كردند، ولى حقيقت اين است كه اين حركت، هجرت معنى دار و عظيم حضرت معصومه (عليها السلام) براى حمايت از ولايت امام على بن موسى الرضا (عليه السلام) و تقويت مسأله رهبرى بود، كه در ظاهر به صورت سفر براى ديدار برادر عنوان مى‏شد آن حضرت در اين هجرت به ساوه رسيدند. در مورد آمدن حضرت معصومه (عليها السلام) از ساوه به قم، مطالب مختلفى گفته شده است.

ولى در اين باره بهترين و اصيل مدارك، تاريخ قديم قم است كه در قرن چهارم نگاشته شده و مرحوم علامه مجلسى و محدث قمى و بزرگان از علما به آن اعتماد مى‏كنند، آنچه كه حسن بن محدث نويسنده تاريخ قديم قم به گفته علامه مجلسى در بحار الانوار، و محدث قمى در سفينه البحار(171) و در اين باره نظر مى‏دهد، چنين است:

حضرت رضا (عليه السلام) به دعوت مأمون در سال 200 هجرى از مدينه به خراسان آمد، حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 201 براى ديدار برادر، از مدينه رهسپار خراسان شد (ناگفته پيداست كه در اين سفر دور، گروهى از برادران و خدمتكاران به همراه حضرت معصومه (عليها السلام)بوده‏اند) وقتى كه به ساوه رسيدند، حضرت معصومه (عليها السلام) بيمار شد، پرسيد از اين مكان تا قم چقدر راه است؟ عرض كردند: ده فرسخ، به خدمتكار دستور داده كه به جانب قم رهسپار گردند، به اين ترتيب به قم آمد و به منزل موسى بن خزرج بن سعد اشعرى كه از اصحاب امام رضا (عليه السلام) بود، وارد شد.

اما روايت صحيح‏تر اين است كه: چون خبر ورود آن بانوى با عظمت حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) به آل سعد رسيد، همگى به اتفاق به استقبال او رفتند تا او را به قم دعوت كنند، در ميان آنها موسى بن خزرج به كاروان حضرت معصومه (عليها السلام) رسيد، زمام شتر آن حضرت را گرفته و به طرف قم آمد و در منزل خود با كمال افتخار از آن بانو پذيرايى كرد، ولى پس از 16 يا 17 روز آن بانوى ارجمند، رخت از جهان بر بست و پسران سعد را در سوگ خود نشانيد.

آرى خاطر حضرت معصومه (عليها السلام) خيلى آزرده بود، آرزوى ديدار پدر و برادر در دلش ماند، و با دنيايى از غم و اندوه با اين جهان وداع گفت.

در اين چند روزى كه حضرت معصومه (عليها السلام) در قم بود از فراق برادر مى‏گريست و محزون و غمگين بود، در سراى موسى بن خزرج عبادتگاهى داشت كه هنوز باقى است و هم اكنون مكان شريف با بنايى مجلل و جالب مشخص است، داراى حجرهايى است كه در آن طلاب علوم دينى هستند، و در جنب آن مسجد با شكوهى ساخته‏اند.

اينك آنجا به نام مدرسه ستيه‏(172) در محله ميدان مير قم، معروف مى‏باشد.(173)

ماجراى ورود حضرت معصومه (عليها السلام) به قم به روايات ديگر

امام كاظم (عليه السلام) وقتى كه زندانى شد، به فرزندش امام رضا (عليه السلام) وصيت كرد تا سرپرستى دخترانش (كه خواهران حضرت رضا (عليه السلام) باشند) را عهده دار گردد، و به آنها سفارش كرد، كه در همه امور از برادرشان حضرت رضا (عليه السلام) اطاعت كنند. حضرت معصومه (عليها السلام) هنگام شهادت پدر (كه در سال 183 هجرى قمرى رخ داد) ده سال داشت و بخش مهمى از دوران كودكيش را با روزگار تلخ فراق پدر (كه در زندان به سر مى‏برد) گذراند.

حضرت معصومه (عليها السلام) در پناه برادرش زندگى مى‏كرد، زيرا پدرش در زندان بود، هنگامى كه يگانه برادر و پناهگاهش از روى اكراه به خراسان رفت،يك سال در مدينه بدون برادر زندگى كرد، ولى كاسه صبرش لبريز شد، تصميم گرفت به خاطر ديدار برادر، سفر دور و دراز بين مدينه و خراسان را بپيمايد، سرانجام همراه كاروانى از بستگان، مدينه را به قصد خراسان ترك كرد، و با يك جهان اشتياق و اميد، بلكه پس از يك سال دورى بردار و سرپرستش، به فيض زيارت او نايل گردد، ولى در ساوه بيمار گرديد....

بعضى علت بيمارى آن حضرت را چنين نوشته‏اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از اين رو وقتى كه موكب حضرت معصومه (عليها السلام) و همراهانش به ساوه رسيد، به آن حمله كردند و جنگ سختى در گرفت، برادران و بزرگان حضرت معصومه (عليها السلام) در اين جنگ به شهادت رسيدند، حضرت معصومه (عليها السلام) همچون عمه‏اش زينب (عليها السلام) وقتى كه بدن‏هاى پاره پاره آنها را كه 23 تن بودند ديد، به شدت غمگين گشته و بر اثر آن بيمار شد(174) و سپس روانه قم گرديد، و در قم بيمارى او ادامه يافت و پس از 16 يا 17 روز رحلت كرد.

و در روايت ديگر آمده: هارون بن موسى بن جعفر (عليه السلام) همراه 23 نفر از بستگان كه يكى از آنها خواهرش حضرت معصومه (عليها السلام) بود، در يك كاروان وارد ساوه شدند، دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) به هارون كه در حال غذا خوردن بود، حمله كردند و او را به شهادت رساندند و افراد ديگران كاروان را مجروح و پراكنده ساختند. نقل شده: در غذاى حضرت معصومه (عليها السلام) زهر ريختند(175) و آن بانوى گرامى، مسموم گشته و بسترى شد، و طولى نكشيد كه در قم به شهادت رسيد.

مطابق نقل بعضى، مسموم نمودن آن حضرت توسط زنى در ساوه انجام شد.(176)

داغ پر سوز فراق

نظر به اينكه اين ماجرا در سال 201 هجرى قمرى، حدود دو سال قبل از شهادت حضرت رضا (عليه السلام) رخ داده است (زيرا امام رضا (عليه السلام) در سال 203 شهيد شد) اين نيز از مصائب ديگر حضرت رضا (عليه السلام) است، مصيبتى جان سوز، كه خواهر مهربانش در نيمه راه وصال، مظلومانه و غريبانه به شهادت رسيد، و ديدار و ملاقات، به فراق و جدايى، تبديل گرديد و داغ جان سوز شهادت حضرت معصومه (عليها السلام) قلب مبارك حضرت رضا (عليه السلام) را جريحه دار كرده حضرت معصومه (عليها السلام) نيز با دلى پر از سوز فراق اميد ديدار برادر، و با چشمى گريان از دورى برادر شهيد شده است، شاعر معاصر آقاى حسان در اين راستا گويد:

از مدينه به قصد خطه طوس

 

رهروى خسته پاست معصومه

تا زيارت كند برادر خويش

 

فكر و ذكرش دعاست معصومه

روز و شب عاشقى بيابان گرد

 

خواهرى با وفاست معصومه‏(177)

قطعا حضرت رضا (عليه السلام) نيز هنگام شهادت، همان گونه كه از يگانه فرزندش حضرت جواد (عليه السلام) ياد كرده، از خواهر مهربانش، حضرت معصومه (عليها السلام) نيز ياد كرده كه شاعر از زبان آن حضرت مى‏گويد:

مردم به غريبى و عيالم به سرم نيست

 

صد حيف كه من صورت معصومه نديدم

افسوس از آن حسرت ديدار كه دلم را

 

صد چاك زد و چهره محبوب نديدم

مرحوم محقق دانشمند آقاى قرنى در اين راستا چنين سروده است:

ز بس انتظار كشيدم سفيد شد مويم

 

جريحه دار شد از اشك ديده گان رويم

به انتظار پدر، روز و شب به سر بردم

 

ولى دريغ نشد تا گل رخش بويم

سپس به هجر برادر، فلك دچارم كرد

 

گشود باب فراق دگر زكين سويم

خزان بگشت گلستان و گل ز دستم رفت

 

به حيرتم كه گل گم شده كجا جويم

مدينه تا به خراسان هزار فرسنگ است

 

ره وصال برادر، به صد شعف پويم

كه شايد آنكه ببينم دوباره رخسارش

 

به نزد يوسف گم گشته راز دل گويم‏(178)

حضرت معصومه 2

ماجراى دفن جنازه حضرت معصومه (عليها السلام)

زمينى كه آستانه حضرت معصومه (عليها السلام) در آن واقع است، با بلان نام داشته، و اين زمين پيش از آنكه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنايى نداشته است، فقط ملكى از ملك‏هاى موسى بن خزرج بوده است، اين زمين را موسى بن خزرج كه هم مهمان دار حضرت معصومه (عليها السلام) بود و هم در عصر خويش رئيس و محترم بود، براى دفن آن حضرت معين كرد.

آل سعد در اين سرزمين سردابى حفر كردند تا آن را مقبره حضرت معصومه (عليها السلام) قرار دهند، پس از آنكه جنازه مطهر آن بى‏بى بزرگوار را غسل داده و كفن نمودند، آن را به آن سرزمين آوردند، در اين وقت ميان آل سعد گفتگو شد كه چه كسى داخل قبر شده، و جنازه را در سرداب به خاك بسپارد، سرانجام اتفاق كردند كه شخصى به نام قادر كه پيرمرد پرهيزكار و صالح و سيد بود داخل قبر شود و آن گوهر پاك را دفن كند.

چون به سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پيدا شدند، همين كه به نزديك رسيدند، از مركب خود پياده شدند و بر جنازه حضرت معصومه (عليها السلام) نماز گزرادند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن كردند، آن گاه بيرون آمده و رفتند، و كسى نفهميد كه آنها چه كسى بودند.

آنگاه موسى بن خزرج سقف و سايبانى از بوريا بر سر قبر برافراخت تا هنگامى كه حضرت زينب دختر امام نهم (عليها السلام) وارد قم گرديد و قبه‏اى بر آن مرقد مطهر بنا كرد.(179)

بعد از مدتى ام محمد دختر موسى پسر امام جواد (عليه السلام) وفات كرد، جنازه او را در كنار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) به خاك سپردند.

مدتى بعد، ميمونه خواهر ام محمد وفات كرد، او را نيز در كنار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) به خاك سپردند و قبه‏اى جداگانه بر روى قبر آن دو بانو، بنا نمودند سپس بريهه دختر موسى بن امام جواد (عليه السلام) وفات نمود، او را نيز در آنجا به خاك سپردند.(180)

مرحوم محدث قمى، غير از بانوان فوق، از بانوان ديگر نيز نام برده كه در كنار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) مدفون هستند، مانند: زينب دختر امام جواد ، ام اسحاق كنيز محمدبن موسى مبرقع (عليه السلام)، و ام حبيب كنيز محمد بن احمد بن موسى مبرقع (عليه السلام).(181)

بنابراين اين در مجموع شش تن از امامزادگان، و منسوبين به امامان (عليهم السلام) در كنار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) دفن شده‏اند.(182) از اين رو شايسته است آنان كه مرقد شريف حضرت معصومه (عليها السلام) را زيارت مى‏كنند، از آنها نيز ياد كنند، گرچه با اين جمله كوتاه باشد:

السلام عليكن يا بنات رسول الله، السلام عليكن و رحمه الله و بركاته

سلام بر شما اى دختران رسول خدا، سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد.

پيكرهاى‏تر و تازه، پس از هزار و چند سال

از گفتنى‏هاى عجيب و معجزه آسا كه در عصر ناصر الدين شاه (متوفاى 1313 هجرى قمرى) رخ داده اينكه: مرحوم آيت‏الله حاج آقا حسين مجتهد (كوچه حرمى جد پدرى حرم پناهى‏ها و جد مادرى اشراقى كه قبرش به صورت مرتفع در صحن نو، مقابل قبر مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) با سنگ‏هاى مرمر، در قسمت پايين پاى حضرت، روزنه‏اى به سرداب باز شد، ضرورى به نظر رسيد كه افرادى انتخاب شوند و داخل سرداب بروند و وضع آنجا را بررسى كنند كه اگر نياز به تعمير داشت، تعمير نمايند.

دو نفر بانوى صالحه انتخاب شدند، چراغى برداشته داخل سرداب شدند، ديدند قبر مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) در آن سرداب نيست، بلكه آن سرداب در پايين قبر مطهر آن حضرت است، در آن جا سه پيكر مطهرتر و تازه را ديدند كه گويى همان روز، روح از بدنشان جدا شده بود يك تن بانو، و دو تنى كنيز و سياه چهره بودند.(183)

از بررسى كتب فهميده مى‏شود كه آن بانوى ارجمند ميمونه دختر موسى مبرقع بن امام جواد (عليه السلام) بوده، و آن كنيز، ام اسحاق و ام حبيب، بوده‏اند. آرى پس از گذشت يازده قرن از وفاتشان، بدن مباركشان، هيچ تغيير نكرده بود، و مصداق اين سخن پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)شدند كه فرمود:



ان الله حرم لحو منا على الارض فلا يطعم منها شيئا

خداوند گوشت‏هاى ما را بر زمين حرام كرده، هرگز زمين چيزى از گوشت ما را نمى خورد.(184)

نگاهى به فضايل حضرت معصومه (عليها السلام)

از آنجا كه شناخت، پايه دين است، و اظهار عقيده و انجام كارهاى نيك و از روى شناخت، به عقيده و اعمال، ارزش چندان برابر مى‏دهد، و از آنجا كه امير مومنان على (عليه السلام) به كميل فرمود:

ما من حركه الا و انت محتاج فيها الى معرفه

هيچ حركتى نيست مگر اينكه تو به شناخت خير و شر آن نيازمند هستى.(185)

و حضرت رضا (عليه السلام) در مورد پاداش زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) فرمود:

من زارها عارفا بحقها فله الجنه

كسى كه او را در حالى كه حقش را شناخته، زيارت كند، براى او بهشت است.(186)

و در فرازى از زيارتنامه حضرت معصومه (عليها السلام) كه از حضرت رضا (عليه السلام) نقل شده مى‏خوانيم:

و ان لا يسلبنا معرفتكم انه ولى قدير

از خدا مى‏خواهيم كه معرفت به شأن را از ما سلب نكند، او سرپرست توانا است.

نتيجه مى‏گيريم كه قبل از هر چيز بايد امامان (عليهم السلام) و شخصيت‏هاى بزرگى چون حضرت معصومه (عليها السلام) را شناخت، و درك پاداش و درجات ارزش، بستگى به شناخت آنها دارد، از اين رو در اينجا نظر شما را به ده نمونه از فضايل حضرت فاطمه معصومه (عليها السلام) كه موجب شناخت بيشتر است، جلب مى‏كنيم:

دختر روح و جسم پيامبر (ص)

در زيارتنامه‏اى كه در شأن حضرت معصومه (عليها السلام) از حضرت رضا (عليه السلام) نقل شده، حضرت معصومه (عليها السلام) به عنوان:

دختر رسول خدا (ص)، دختر فاطمه و خديجه (عليه السلام) دختر اميرالمؤمنان على (عليه السلام)، دختر حسن و حسين (عليه السلام)، دختر ولى خدا (امام كاظم)، خواهر ولى خدا (امام رضا (عليه السلام)، و عمه ولى خدا (امام جواد (عليه السلام) خوانده شده است.

اين تعبيرات، تنها بيانگر شرافت خانوادگى نيست، بلكه علاوه بر آن، بيانگر آن است كه حضرت معصومه (عليها السلام) از نظر معنوى و مقامات علاوه بر آن، ملكوتى، به راستى فرزند روح جسم پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)را نظر معنوى و مقامات عالى ملكوتى، به راستى فرزند روح و جسم پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)و حضرت زهرا و خديجه كبرى (عليه السلام) و امامان معصومه (عليها السلام) است.

مقام عصمت و طهارت حضرت معصومه (عليها السلام)

روايت شده: حضرت رضا (عليه السلام) فرمود:

من زار المعصومه بقم كمن زارنى

كسى كه معصومه را در قم زيارت كند، مانند آن است كه مرا زيارت كرده است.(187)

گرچه شواهد و قراين و در مورد مقام عصمت حضرت معصومه (عليها السلام) بسيار است، ولى سخن فوق از امام معصوم حضرت رضا (عليه السلام) صراحت دارد كه حضرت معصومه (عليها السلام) داراى مقام عصمت بوده است، ضمنا اين سخن بيانگر آن است كه: اين لقب را حضرت رضا (عليه السلام) به حضرت معصومه (عليها السلام) داده است، وگرنه نام حضرت معصومه (عليها السلام) فاطمه كبرى است از سوى ديگر، به فرموده حضرت رضا (عليه السلام) پاداش زيارت حضرت رضا (عليه السلام) است.

يكى از قوانينى كه بيانگر مقام عصمت حضرت معصومه (عليها السلام) است، اين كه (چنان كه خاطر نشان شد) دو نفر نقاب دار از عالم غيب آمدند و جنازه آن حضرت را به خاك سپردند.

با توجه به اين كه: ما معتقديم، معصوم را بايد معصوم دفن كند، به احتمال قوى، آن دو نفر، امام رضا (عليه السلام) و امام جواد (عليه السلام) بوده‏اند.

پاسخ به يك سئوال‏

در اينجا اين سوال مطرح مى‏شود كه مگر غير از پيامبران و چهارده معصومه (عليها السلام) ديگرى نيز داريم؟

پاسخ: مقام عصمت كه عالى‏ترين مقام معنوى و پاكى است، درجاتى دارد، در وهله اول بر گونه است: 1- معصوم از خطا 2- معصوم از گناه، حضرت معصومه (عليها السلام) همانند حضرت زينب (عليها السلام) در يكى از درجات عصمتند، گرچه در درجات چهارده معصوم (عليه السلام) نباشند، زيرا چهارده معصوم (عليه السلام) علاوه بر عصمت از گناه عصمت از خطا نيز دارند.

به هر حال وجود ذيجود حضرت معصومه (عليها السلام) كه بانويى بسيار ارجمند، و گلى باشكوه از گلستان نبوت و امامت است، همچون روحى در پيكر سرزمين قم است، او با نورانيت معنوى خود، سرزمين قم رونقى ديگر بخشيده است، و قدم مباركش در قم، هزاران چندان بر عظمت قم افزوده است. او سلابه پاك از خزائن امامت و ولايت، و گوهرى گرانقدر و تابناك از صدف ملك امكان است كه روز به روز و ساعت به ساعت بر شكوه و شرافت قم، مى‏افزايد، به گفته شيخ زكى باغبان در قصيده معروف خود:

قم گشته از شرافت معصومه با صفا

 

چون روضه بهشت برين گشته پر ضيا

شاهان به درگهش همه آورده التجا

 

بى‏شك كه مى‏رود به بهشت از ره عطا

 

بر نعش مجرمى كه نشيند غبار قم

 

 

چند شعر از نگارنده تقديم به حضرت معصومه (عليها السلام)

نگارنده نيز در حد بضاعت اندك خود، در اين راستا چنين سروده‏ام:

اى سرزمين قم تو كن از روى افتخار

 

ز آن گوهر خجسته و آن اخت شهريار

بر ساير اراضى عالم ز عز و جاه

 

فخر سرور، هر دم و هر لحظه بى‏فكار

بر گو به آسمان كه مناز از ستارگان

 

در من ستاره شرف است و خور نهار

كاو خواهر امام بود دختر امام

 

هم عمه امام و ز عصمت چو هشت و چار

همواره شيعه از ره صدق مى‏كند خطاب

 

بر دخت مصطفى ونگهدار ذوالفقار

اى گوهر يگانه عصمت، در شرف

 

وى منبع فضايل و معنا و اعتبار

خاك درت بدى و بود تو تياى چشم

 

مهر رخت حكايت و مرآت نور يار

دارند فرشتگان ز سر التجاء و صدق

 

اندر سراى تو سر تعظيم و روى خوار

قربان شوند و چاكر درگاهت اى مهين

 

اى گوهر نه صدف عفت و وقار

از فر تو است حوزه علميه با شكوه

 

از لطف تو است رونق آن جمله بر قرار

اندر حوادث و خطر و پستى و فراز

 

باشى پناه و ياور اين يار جدار

از نور تو است ديده خفاش بى‏قرار

 

از كوى تو است ديده اعداء، تار و مار

زيبد كنى شفاعت ما را از روز حشر

 

اى شافع شكسته دلان نزد كردگار

ز آن روى كه شيفه بود مرا تو از لقب

 

بهر دليل در زيارت او اشفعى بيار

دارد محدى ز سر صدق و بندگى

 

صبح و مساء در كنف لطف تو بهار

آرى حضرت رضا (عليه السلام) به ما ياد داده كه در زيارت او چنين بخوانيم:

يا فاطمه اشفعى لى فى الجنه، فان لك عندالله شأنا من الشان

اى فاطمه معصومه (عليها السلام)! در مورد رفتن به بهشت، مرا شفاعت كن، چرا كه تو در پيشگاه خداوند، داراى مقام و منزلتى، بس ارجمند هستى.(188)

3- پيشگويى امام صادق (عليه السلام) از حضرت معصومه (عليها السلام) قبل از ولادتش

از امورى كه به روشنى بيانگر عظمت مخصوص مقام حضرت معصومه (عليها السلام) است، اين كه امام صادق (عليه السلام) قبل از ولادت او، حتى قبل از ولادت پدر او، از او ياد كرده است، اين موضوع بيانگر آن است كه اين بانوى خاندان نبوت، از امتيازات و ويژگى‏هاى عميق و ارجمندى برخوردار بوده است، و در سطح بالايى از شخصيت و ارزش‏هاى انسانى و ملكوتى قرار داشته است، به عنوان مثال:

1- يكى از شيعيان به محضر امام صادق (عليه السلام) آمد، ديد آن حضرت در كنار گهواره كودكى، با آن كودكى، با آن كودك گفتگو مى‏كند، تعجب كرد و گفت: آيا با كودك نوزاد سخن مى‏گويى؟

امام صادق (عليه السلام) فرمود: اگر تو هم مايل هستى نزد اين كودك بيا و با او گفتگو كن.

او مى‏گويد: كنار گهواره آن كودك نوزاد رفتم، سلام كردم، جواب سلام مرا داد، به من فرمود: نامى كه براى دختر تازه متولد شده‏ات برگزيده‏اى عوض كن، زيرا خداوند آن نام را دشمن دارد. (باتوجه به اين كه او چند روز قبل از او داراى دختر شده بود و نامش را حميرا گذاشته بود.)

آن شخص مى‏گويد: سخن گفتن نوزاد، و اطلاع او از اخبار پنهان، و نهى از منكر او، مرا بيشتر به تعجب نكن، اين كودك فرزندم موسى است خداوند از او دخترى به من عنايت كند كه نامش فاطمه است، او در سرزمين قم به خاك سپرد مى‏شود، و هر كس (مرقد) او را در قم زيارت كند، بهشت بر او واجب است.(189)

2- نيز امام صادق (عليه السلام) قبل از ولادت حضرت معصومه (عليها السلام) در ضمن گفتارى در شأن او فرمود:

و ستدفن فيها امرأه من اولادى تسمى فاطمه، فمن زارها و جبت له الجنه

به زودى در قم بانويى از فرزندان من به نام فاطمه دفن شود، پس هر كس او را زيارت كند، بهشت براى او موجب مى‏گردد.

در ذيل اين روايت آمده، امام صادق (عليه السلام) اين سخن را قبل از ولادت امام كاظم (عليه السلام) فرمود.(190)

با توجه به اينكه امام كاظم (عليه السلام) در سال 128 هجرى قمرى چشم به جهان گشوده است، و تولد حضرت معصومه (عليها السلام) در سال 173 رخ داده، نتيجه مى‏گيريم كه امام صادق (عليه السلام) اين سخن را 45 سال قبل از تولد حضرت معصومه (عليها السلام) فرموده است.

اين پيش گويى امام صادق (عليه السلام)، در سخن ديگرى نيز آمده كه فرمود: در قم بانويى از فرزندانم رحلت مى‏كند كه به شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مى‏گردند.(191)

اين پيشگويى‏ها دلالت ضمنى و در عين حال عميق و آشكار بر عظمت جلال و مقام رفيع حضرت معصومه (عليها السلام) دارند، و در ضمن دعوت شيعيان به توجه بيشتر به مقام اين بانو، و آرمان‏هاى مقدس او است.

اين مطلب نيز به نوبه خود حاكى از فضايل مخصوص حضرت معصومه (عليها السلام) و مقام ارجمند و ممتاز او است.

- پدرش به فدايش

يكى از فضايل حضرت زهرا (عليها السلام) اين است كه پيامبر (صلى الله و عليه و آله و سلم)در موارد متعدد، در شأن او فرمود:

فداها ابوها؛ پدرش به فدايش باد.(192)

 

پي نوشتها

155 - از آنجا كه مطابق نقل سبط بن جوزى در تذكره، حضرت امام كاظم (عليه السلام) داراى چهار فرزند دختر به نام‏هاى : فاطمه كبرى، فاطمه وسطى، فاطمه صغرى و فاطمه اخرى بود. (بحار، ج 48، ص 317) در اينكه حضرت معصومه (عليها السلام) كداميك از اينها بوده، بعضى ترديد نموده‏اند، ولى از قرائن عظمت مقام معصومه (عليها السلام) نسبت و ديگران استفاده مى‏شود، كه او همان فاطمه كبرى (عليها السلام) بوده است.

156 - منتهى الامال، ج 2، ص 121، 149.

157 - دلائل الامامه طبرى شيعى، چاپ منشورات رضى، ص 149.

158 - دلائل الامامه طبرى شيعى، چاپ منشورات رضى، ص 149.

159 - مستدرك سفينه البحار، ج 8، ص 275.

160 - انجم فروزان، ص 58 - گنجينه آثار قم، ج 1 ص 386 - آقاى فيض در كتاب گنجينه مدعى است كه حجه الاسلام آقاى شيخ جواد مجتهد، در سفر حج، در كتابخانه مدينه طيبه، دو كتاب مذكور (الواقح و نزهه) را با زحمت يافته، و اين مطلب را از آن دو كتاب ديده است (گنجينه آثار قم، ج 1، ص 386).

161 - زندگانى حضرت موسى بن جعفر، عماد زاده، ج 2، ص 375.

162 - تاريخ قديم قم، تأليف حسن بن محمد بن حسن قمى، ص 213، بحار الانوار، ج 48، ص 290، اعيان الشيعه، ج 8، ص 391، رياحين الشريعه، ج 5، ص 32، انوار المشعسعين ج 1، ص 208، منتهى الامال، ج 2، ص 242، مراقد المعارف، ج 2، ص 163، دايره المعارف شيعه (سيد حسن امين)، ج 3، ص 231، گنجينه دانشمندان، ج 1، ص 14.

163 - وسيله المعصومين، مير ابوطالب واعظ تبريزى، ص 65، لواقح الانوار، طبف انجم فروزان، ص 58، زندگانى حضرت معصومه (عليها السلام)، تأليف مهدى منصورى، (متوفى 1146 هجرى قمرى) ص 37، كريمه اهل بيت، ص 105.

164 - مستدرك سفينه البحار، علامه شيخ على نمازى، ج 8، ص 257.

165 - رساله العربيه العلويه و اللغه المرويه، تأليف شيخ حر عاملى طبق نقل كتاب حياه الست مهدى منصورى، ص 11.

166 - وسايل الشيعه، ج 14، ص 3.

167 - همان مدرك، ص 7 و 8.

168 - همان مدرك، ص 117 و 118.

169 - اصول كافى، ج 1، ص 317.

170 - اصول كافى، ج 1، ص 261.

171 - سفينه البحار، ج 2، ص 376 (فطم)، بحار ج 60، ص 219.

172 - ستى در لغت به نام خانم و بانو است، اين مدرسه را از اين رو كه به بانوى جليل القدر حضرت معصومه (عليها السلام) منسوب است ستيه مى‏گويند، اما اينكه در افواه برخى از عوام افتاده كه در آنجا نتور حضرت بوده، اصلى ندارد وبه هيچ وجه درست نيست، و گفتن بيت النور (خانه نور) به خاطر مقدس بودن آن مكان بسيار شايسته است، گويا بعضى بر اثر ناآگاهى، به جاى بيت النور بيت التنور گفته‏اند.

173 - همان مدرك، با توجه به سالروز وفات حضرت معصومه (عليها السلام) (دهم يا دوازدهم ربيع الثانى سال 201) كه قبلا ذكر شد، و 16 روز در قم زيست، نتيجه مى‏گيريم كه ورود حضرت معصومه (عليها السلام) به قم تقريبا در روز 23 ربيع الاول سال 201 بوده است.

174 - رياض الانساب، ص 160، مطابق نقل كتاب حياه الست، تأليف مرحوم منصورى (متوفاى سال 1406) ص 50.

175 - الحياه السياسيه للامام رضا تأليف جعفر مرتضى عاملى، ص 428 قيام سادات علوى ص 161 و 168.

176 - وسيله المعصومين، تأليف ميرزا ابوطالب بيوك، ص 68.

177 - اين اشعار در آغاز كتاب ذكر شد.

178 - منهاج الدموع، ص 440.

179 - بحار، ج 60، ص 219 - بعضى احتمال داده‏اند كه آن دو نقاب دار حضرت رضا (عليه السلام) و امام جواد (عليه السلام) بوده‏اند.

180 - همان مدرك، ص 229 و 220.

181 - منتهى الامال، ج 2، ص 162 . و در كتاب تاريخ قديم قم، صفحه 218 آمده: ام اسحاق و ام حبيب، در بقعه چسبيده به مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) دفن شده‏اند. محدث قمى در جاى ديگر گويد: از تاريخ قم، استفاده مى‏شود كه: زينب و ام محمد و ميمونه، دختران امام جواد بوده‏اند. (منتهى الامال، ج 2، ص 235).

182 - علاوه بر اينها، نه امام زاده ديگر، در كنار مرقد مطهر حضرت معصومه (عليها السلام) دفن شده‏اند كه ذكر آنها در بخش آخر خواهد آمد.

183 - اقامه البرهان در اصول دين، تأليف ميرزا موسى فرهانى، ص 479 (اين كتاب سال 1302 هجرى قمرى تأليف يافته است.)

184 - الفقيه، ج 1، ص 121 - بحار، ج 22، ص 550.

185 - تحف العقول (ترجمه شده)، ص 183.

186 - بحار، ج 48، ص 317، و ج 102، ص 266.

187 - ناسخ التواريخ، ج 3، ص 68، رياحين الشريعه، ج 5، ص 35.

188 - بحار، ج 102، ص 266.

189 - منهاج الدموع، ص 441.

190 - بحار، ج 60، ص 117.

191 - بحار، ج 60، ص 228.

192 - اين مطالب از جمله در بحار، ج 43، ص 86 و 88 نقلا شده است.